ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
34
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) به حضور پيامبر ( ص ) آوردند . پيامبر ( ص ) آن را تخميس فرمود و خمس آن را به بيست هزار درم رسيد . و بقيه را ميان مردان سريّه بخش فرمود . فرات بن حيّان هم به اسيرى گرفته شد و او را به حضور پيامبر ( ص ) آوردند و گفتند : اگر مسلمان شوى آزاد خواهى شد . او مسلمان شد و پيامبر ( ص ) رهايش فرمود . غزو پيامبر ( ص ) در احد پس آن گاه در روز شنبه هفتم شوّال كه سى و دومين ماه از هجرت بود غزو پيامبر ( ص ) در احد واقع شد . گويند ، چون مشركان از جنگ بدر به مكه بازگرديدند كاروانى را كه ابو سفيان بن حرب از شام آورده بود در دار الندوة يافتند . مهتران قريش به نزد ابو سفيان رفته گفتند : از بن دل مىخواهيم كه با سود اين كالاها لشكرى را به جنگ محمد ( ص ) گسيل دارى . ابو سفيان پاسخ داد : من خود نخستين كس هستم كه با اين كار موافقم و بنى عبد مناف نيز با مناند . كالاها را كه هزار شتروار بود و متاعى به ارزش پنجاه هزار دينار ، فروخته طلا گردانيدند . ابو سفيان سرمايهء كاروانيان را پرداخت و سود آن را كنار گذاشت . و ايشان در بازرگانى خود دينار به دينار سود مىبردند و در مورد ايشان اين آيه نازل شد : « به درستى كه آنان كه كافر شدند هزينه مىكنند اموال خود را تا باز دارند از راه خدا » [ 1 ] . قريش فرستادگانى به ميان قبايل عرب گسيل داشتند تا آنان را به يارى خود فراخوانند و بر اين كار پافشارى كردند و عربهايى كه با ايشان همپيمان بودند آماده شده دل بر آن نهادند كه گروهى از زنان را نيز با خود ببرند تا بر كشتهشدگان بدر مويه كنند و يادشان را گرامى داشته موجب انگيزش بيشتر و تيزتر شدن آتش جنگ شوند . عبّاس بن عبد المطّلب اين اخبار را جمله براى پيامبر ( ص ) نوشت و پيامبر ( ص ) هم سعد بن ربيع را از نامهء عباس آگاه ساخت . منافقان و يهوديان هم به شدت در مدينه شايعه مىپراكندند . قريش از مكه بيرون آمدند . ابو عامر فاسق نيز كه قبل از آن به راهب معروف بود با پنجاه مرد از قوم خود با ايشان بود . شمار آنان بر روى هم سه هزار مرد بود كه هفتصد تن از آنان زره پوش بودند . دويست اسب و سه هزار شتر و پانزده زن محملنشين با خود
--> [ 1 ] . بخشى از آيهء 36 از سورهء انفال . - م .