ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

361

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) سفيان بن عيينة از اسماعيل بن اميّة نقل مىكند كه مىگفته است * مكحول مىگفت آنچه از براى شما حديث آورده‌ام از سعيد بن مسيّب و شعبىّ است . عبد اللّه بن جعفر رقّىّ از ابو المليح ، از ميمون بن مهران نقل مىكند كه مىگفته است * به مدينه آمدم و پرسيدم : فقيه‌تر مردم كيست . مرا به سعيد بن مسيّب راه نمودند . پس او را گفتم : من به خوشه‌چينى آمده‌ام و اسباب زحمت نخواهم بود . و به پرسيدن از سعيد پرداختم ، ولى مردى كه در حضور او بود پاسخ مىگفت . او را گفتم : دست از من بدار كه مىخواهم پاسخ را از زبان اين شيخ بشنوم و از بر كنم . آن شخص گفت : اين را بنگريد كه مىخواهد از قول من حديث از بر نكند و حال آنكه من همنشين ابو هريرة بوده‌ام . گويد : و چون براى نماز به پا خاستيم ، من ميان او و سعيد بن مسيّب قرار گرفتم ، اتفاق را از امام جماعت اشتباهى سر زد و چون نماز تمام شد ، آن كس را گفتم : آيا در نماز امام چيزى به نظرت عجب نيامد ؟ گفت : نه . گفتم : چه بسيار كسانى كه شاگرد و همنشين ابو هريرة بوده‌اند و دل ايشان جاى ديگر است . گفت : مىپندارى در پاسخى كه به تو دادم سعيد بن مسيّب با من اختلاف نظر دارد ؟ گفتم : نه ، مگر در مورد فاطمه دختر قيس . سعيد گفت : اين فاطمه زنى است كه مردم را اغواء كرده است - يا گفت : زنان را اغواء كرده است . معن بن عيسى و محمد بن عمر [ واقدى ] از مالك بن انس نقل مىكنند كه مىگفته است * از قاسم بن محمد مسأله‌يى پرسيدند و او را گفتند كه سعيد بن مسيّب در اين مسأله چنين مىگويد و چنان . معن بن عيسى گويد ، قاسم بن محمد گفت : سعيد سرور ما و بهتر از همه ما است . و واقدى گويد ، قاسم گفت : وى سرور و عالم ماست . محمد بن عمر [ واقدى ] از ابن ابو ذئب ، از ابو الحويرث نقل مىكند كه * حاضر بودم و ديدم كه محمد بن جبير بن مطعم از سعيد بن مسيّب استفتاء مىكرد . محمد بن عمر [ واقدى ] ، از هشام بن سعد نقل مىكند كه مىگفته است * زهرىّ را پرسيدند : سعيد بن مسيّب از كه علم آموخته است . و او گفت : از زيد بن ثابت ، و همچنين از سعد بن ابى وقّاص و ابن عبّاس و ابن عمر ، و از براى كسب حديث نزد همسران رسول خدا ( ص ) مخصوصا عايشه و امّ سلمة آمد و شد داشت ، و از عثمان بن عفّان و علىّ ( ع ) و صهيب و محمد بن مسلمة هم استفاده كرده است و روايات مسند خود را جملگى از ابو هريرة كه دامادش بوده است ، مىآورد . همچنين از اصحاب عمر و عثمان هم بهره برده است و مىگفتند كه هيچ تنى به اندازهء او عالم به قضاوتهاى عمر و عثمان نيست .