ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
347
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پيامبر ( ص ) شنيدهاى . عايشه گفتار ابو هريرة را تصديق كرد . پس ابو هريرة ابن عمر را گفت : مرا كاشتن نهالهاى خرما و بازرگانى بازار ، از محضر پيامبر ( ص ) باز نداشت . ابن عمر گفت : اى ابو هريرة تو از ما همه به رسول خدا داناترى و از ما همه حديث بيشتر از بردارى . محمد بن اسماعيل بن ابى فديك از ابن ابى ذئب ، از مقبرىّ ، از ابو هريرة نقل مىكند كه * خود او مىگفته است : مردم مىگويند ابو هريرة از پيامبر ( ص ) بسيار حديث مىآورد ، مردى را ديدم و گفتم ديشب پيامبر ( ص ) در نماز عشا در قرائت چه سورهيى را خواند ؟ گفت : نفهميدم . گفتم : مگر در نماز حاضر نبودى ؟ گفت : چرا ؟ گفتم : ولى من فهميدم و مىدانم كدام سوره را قرائت فرمود ، آن سوره و آن ديگر سوره را . عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب حارثىّ از عبد العزيز بن محمد ، از عمرو بن ابى عمرو ، از سعيد بن ابى سعيد ، از ابو هريرة نقل مىكرد كه * به رسول خدا ( ص ) گفت : چه كسى روز قيامت از شفاعت شما كامكارتر و بهرهمندتر است ؟ فرمود : خودم هم گمان داشتم كه كسى پيش از تو مرا از اين نمىپرسد كه حرص تو را به حديث ديدهام ، همانا روز رستاخيز كسى به شفاعت من كامكارتر است كه از كمال خلوص و صميم دل لا إله الّا اللّه گفته باشد . وليد بن عطاء بن اغرّ و احمد بن محمد بن وليد ازرقىّ كه هر دو از اهل مكهاند ، از عمرو بن يحيى بن سعيد اموى ، از قول جدّش نقل مىكردند كه مىگفته است * عايشه ابو هريرة را گفت : تو احاديثى از پيامبر ( ص ) مىآورى كه من از آن حضرت نشنيدهام . ابو هريرة گفت : اى مادرجان ، من در پى كسب حديث بودم و حال آنكه تو را آينه و سرمهدان به خود مشغول مىداشت و مرا چيزى از حديث پيامبر ( ص ) باز نمىداشت . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از يزيد بن اصمّ نقل مىكند كه مىگفته است * ابو هريرة مىگفت : مردم مىگويند ، اى ابو هريرة تو از پيامبر ( ص ) فراوان حديث مىآرى ، و حال آنكه سوگند به كسى كه جانم بر دست اوست اگر همه احاديثى كه شنيدهام باز گويم مرا در مزبله مىاندازيد و ديگر كارى به كار من نخواهيد داشت . محمد بن اسماعيل بن ابى فديك و اسماعيل بن عبد اللّه بن ابى اويس كه هر دو مدنى هستند ، و خالد بن مخلد بجلىّ از محمد بن هلال ، از پدرش ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * اگر آنچه مىدانم با شما بگويم مردم بر من هجوم مىآورند و كهنه پاره به من پرتاب مىكنند و مىگويند ابو هريرة ديوانه است . سليمان بن حرب از ابو هلال ، از حسن نقل مىكند كه مىگفته است * ابو هريرة