ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
324
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) هيچ آيهيى نيست مگر آنكه بدانم به شب نازل شده است يا به روز ، و در دشت نازل شده است يا در كوه . اسماعيل بن ابراهيم از ايّوب و ابن عون از محمّد نقل مىكنند كه مىگفته است * مرا خبر رسيده كه چون على ( ع ) در بيعت با ابو بكر تأخير فرمود ، ابو بكر او را ديد و گفت : آيا از امارت من اكراه دارى ؟ فرمود : نه ، ولى سوگند استوار خوردهام كه جز از براى نماز ردا نپوشم تا آنكه تمام قرآن را جمع كنم . همو گويد : چنين نقل مىكنند كه علىّ ( ع ) قرآن را به ترتيب نزول نوشت . محمّد گويد : اگر آن قرآن در دسترس قرار گيرد ، علم فراوانى در آن خواهد بود . ابن عون گويد : در مورد اين قرآن از عكرمة پرسيدم آن را نمىشناخت . محمد بن اسماعيل بن ابو فديك مدنىّ از عبد اللّه بن محمد بن عمر بن علىّ بن ابى طالب ( ع ) ، از قول پدرش نقل مىكند كه * علىّ ( ع ) را گفتند : چه شد كه تو از همه ياران پيامبر ( ص ) بيشتر حديث مىدانى ؟ فرمود : من چنان بودم كه هر گاه مىپرسيدم آگاهم مىكرد ، و چون سكوت مىكردم ، ايشان سخن آغاز مىفرمود . ابو داود سليمان طيالسىّ از شعبة ، از سماك بن حرب نقل مىكند كه مىگفته است عكرمة را شنيدم كه از ابن عباس نقل مىكرد كه مىگفت * اگر معتمدى از علىّ ( ع ) فتوايى نقل مىكرد ، بى چون و چرا آن را مىپذيرفتيم . وهب بن جرير بن حازم و ابو قطن عمرو بن هيثم ، هر دو از شعبة ، از ابو اسحاق ، از عبد الرحمن بن يزيد ، از علقمة ، از عبد اللّه نقل مىكند كه مىگفته است * همواره مىگفتيم علىّ بن ابى طالب ( ع ) از همه مردم مدينه به قضاوت داناتر است . عبد اللّه بن نمير همدانىّ از اسماعيل ، از ابو اسحاق نقل مىكند كه * عبد اللّه [ 1 ] همواره مىگفت داناترين مردم مدينه به قضاوت ، پسر ابو طالب ( ع ) است . خالد بن مخلد بجلىّ از يزيد بن عبد الملك بن مغيرة نوفلىّ ، از علىّ بن محمد ابن ربيعة ، از عبد الرحمن بن هرمز اعرج ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * عمر مىگفت : علىّ ( ع ) به قضاوت داناترين همه ماست . محمد بن عمر [ واقدى ] از سيف بن سليمان ، از قيس آزاد كردهء علقمة ، از داود ابن ابو عاصم ثقفىّ ، از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه مىگفته است * روزى عمر ابن خطّاب
--> [ 1 ] . ظاهرا در اين حديث و حديث بالا منظور عبد اللّه بن مسعود است . - م .