ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

316

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كردى و كنت ملاذنا فى كلّ لزب * إذا هبّت شامية برودا در هر سختى و به هنگام وزش بادهاى سرد و شوم پناهگاه ما بودى و إنّك خير من ركب المطايا * و أكرمهم إذا نسبوا جدودا تو برترين كسى هستى كه بر مركب سوار شده‌اى و از لحاظ نياكان نيز از همه و الا نژادترى رسول اللّه فارقنا و كنّا * نرجّي أن يكون لنا خلودا واى كه رسول خدا از ما جدا شد و اميدوار بوديم جاودانه با ما باشد أفاطم فاصبرى فلقد أصابت * رزيتك التهائم و النّجودا اى فاطمه صبر كن و مصيبت تو ، از آن مردم تهامه و نجد است ( از آن مردم همه جهان است ) * و أهل البرّ و الأبحار طرّا * فلم تخطئ مصيبته وحيدا خشكىنشين و دريانشين جملگى عزا دارند هيچ تنى نيست كه مصيبت زده نباشد و كان الخير يصبح فى ذراه * سعيد الجدّ قد ولد السّعودا خير در حد اعلاى خود در او بود و او بهره‌مند و كامياب بود و كاميابى از او مىتراويد . و همچنين هند دختر اثاثة اين ابيات را نيز سرود : ألا يا عين بكّى لا تملّى * فقد بكر النّعىّ به من هويت اى چشم بگرى و خسته مشو كه خبر دهندهء مرگ ، خبر مرگ كسى را كه به دو شيفته بودم داد و قد بكر النّعىّ بخير شخص * رسول اللّه حقّا ما حييت خبر دهندهء مرگ ، صبحگاه خبر مرگ رسول خدا را كه بر حق و بهترين همه بود داد ، اى كاش زنده نبودم و لو عشنا و نحن نراك فينا * و أمر اللّه يترك ما بكيت اگر زنده مىبوديم و تو را ميان خود مىديديم و فرمان خداى ( در مورد مرگ تو ) عملى نمىشد نمىگريستم فقد بكر النّعىّ بذاك عمدا * فقد عظمت مصيبة من نعيت