ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

254

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) نيست محمد مگر پيامبرى كه پيش از او پيامبران درگذشتند اگر بميرد يا كشته شود ، و شما به حال نخست بازگرديد و هر آن كس كه بدان حال برگردد هرگز به خدا زيانى نمىرساند و خداى شكر كنندگان را زود پاداش مىدهد » . و چون ابو بكر اين آيه را تلاوت كرد ، بيشتر مردم يقين كردند كه پيامبر ( ص ) رحلت فرموده است و از ابو بكر پذيرفتند . گويد ، كسى گفت : به خدا سوگند گوييا پيش از آنكه ابو بكر اين آيه را بخواند مردم نمىدانستند كه از قرآن است . سعيد بن مسيّب گويد ، عمر بن خطّاب گفت : به خدا سوگند فقط وقتى كه ابو بكر اين آيه را خواند من كه ايستاده بودم به زانو درآمدم و بر زمين افتادم و بر رحلت پيامبر ( ص ) يقين يافتم . ابو بكر بن عبد اللّه بن ابى اويس از سليمان بن بلال ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، ابو بكر در سنح بود . پس عمر برخاست و به سخن در آمده گفت : به خدا سوگند رسول خدا ( ص ) نمرده است . عايشه گويد ، عمر مىگفت : به خدا سوگند يقين دارم كه خداوند محمد ( ص ) را زنده مىكند و دستها و پاهاى كسانى را خواهد بريد . پس در اين هنگام ابو بكر آمد و روپوش از چهرهء پيامبر ( ص ) كنار زد و او را بوسه بداد و گفت : پدرم فداى تو باد كه در زندگى و مرگ پاك و پاكيزه‌اى ، و سوگند به كسى كه جانم بر دست اوست ، خداوند دو بار مرگ را بر تو نخواهد چشانيد . پس آن گاه بيرون آمد و عمر را گفت : اى سوگندخورنده ، آرام باش . و عمر سخنى به ابو بكر نگفت و نشست ، ابو بكر پس از حمد و ثناى خدا گفت : هر كس محمد ( ص ) را عبادت مىكرده همانا كه او مرده است ، و هر كس خدا را مىپرستد ، همانا خداوند زندهء جاودان است و اين آيه را خواند : « به درستى كه تو ميرنده‌اى و ايشان ميرندگانند » و گفت : « و نيست محمد مگر پيامبرى كه پيش از او پيامبران درگذشتند اگر بميرد يا كشته شود ، و شما به حال نخست برگرديد و هر آن كس كه بدان حال بازگردد هرگز به خدا زيانى نمىرساند و خداى شكر كنندگان را زود پاداش مىدهد . » و مردم به گريه افتادند ، و انصار در سقيفهء بنى ساعده نزد سعد بن عبادة گرد آمدند و گفتند : اميرى از ما و اميرى از شما . ابو بكر و عمر و ابو عبيدة بن جرّاح حاضر آمدند و عمر خواست سخن گويد ، و ابو بكر او را ساكت كرد . عمر بعدها مىگفت : به خدا سوگند ، من فقط مىخواستم برخى از مطالبى را بگويم كه مرا شگفت زده كرده بود و بيمناك بودم بر آنكه ابو بكر نتواند درست بيان كند . ابو بكر سخن گفت و بسيار رسا بود ، و گفت : ما اميران خواهيم بود و شما وزيران . حباب بن منذر سلمىّ