ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

241

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) احمد بن عبد اللّه بن يونس از ابو بكر بن عيّاش ، از ابو المهلّب ، از عبيد اللّه بن زحر ، از علىّ بن يزيد ، از قاسم ، از ابو امامه ، از كعب بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در هنگام مرگ ساعتى از خود بىخود شد ، پس چون به خود آمد فرمود : خداى را ، خداى را ، در مورد بردگانتان ، بر آنان جامه بپوشانيد و شكمشان را سير داريد و با آنان خوش گفتار باشيد . محمد بن عمر از معمر ، از زهرىّ ، از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة نقل مىكند كه * آخرين سفارش پيامبر ( ص ) اين بود كه نبايد گذاشت تا در زمين عرب دو دين وجود داشته باشد . محمد بن عمر از مالك بن انس ، از اسماعيل بن ابو حكيم ، از عمر بن عبد العزيز نقل مىكند كه مىگفته است * آخرين گفتار رسول خدا ( ص ) اين بود كه فرمود : خداى يهوديان و مسيحيان را بكشد كه مرقد پيامبران خود را مسجد نهادند ، نبايد كه در سرزمين عرب دو دين باقى بماند . عبد اللّه بن نمير از محمّد بن اسحاق ، از صالح بن كيسان ، از زهرىّ ، از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) در آخرين سفارش خود نسبت به رهاويان توصيه فرمود و آنان از اهل رهاء بودند ، و آنان را مالى عطا كرده گفت : اگر باقى بمانم در جزيرة العرب دو دين باقى نخواهم گذارد . هاشم بن قاسم كنانىّ از مسعودى ، از هزّان بن سعيد ، از علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) نسبت به داريان و رهاويان و دوسيان سفارش به نيكى فرمود . ابو معاوية محمّد بن حازم ضرير از اعمش ، از ابو سفيان ، از جابر نقل مىكند كه مىگفته است * سه روز پيش از رحلت پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : هيچ تنى از شما نبايد بميرد مگر اينكه به خداوند اميد و حسن ظن داشته باشد . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از قول مردى از اهل مكّه نقل مىكند كه مىگفته است * فضل بن عبّاس در بيمارى رسول خدا ( ص ) بر ايشان شد . فرمود : اى فضل ، اين دستار را محكم بر سرم ببند . و چنان كرد ، و سپس پيامبر ( ص ) فرمود : دستت را به من بده . گويد ، او دست پيامبر ( ص ) بگرفت . و پيامبر ( ص ) از جاى برخاست و به مسجد آمد . پس نخست حمد و نيايش الهى بجاى آورد و سپس فرمود : من هم بشرم و اى بسا كه در ايامى كه