ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

238

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آنچه پيامبر ( ص ) در بيمارى ارتحال خود انصار را فرمود - كه خدايشان رحمت كناد - محمد بن عمر [ واقدى ] از مسلمة بن عبد اللّه بن عروة ، از ابو الاسود ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) دستور فرمود از هفت مشك كه از هفت چاه آورده باشند بر ايشان آب بريزيم و چنين كرديم ، احساس راحتى فرمود و با مردم نماز گزارد و سپس بر ايشان خطبه خواند و شهيدان احد را استغفار و دعا فرمود . آن گاه نسبت به انصار سفارش كرد و گفت : اى گروه مهاجران ، شما هر روز رو به فزونى هستيد و حال آنكه انصار به همان حال نخست هستند ، آنان مأواى من بودند و به آنان پناه آوردم ، كريم ايشان را گرامى بداريد و از بدكارشان در گذاريد . محمد بن عمر [ واقدى ] از معمر ، و محمّد بن عبد اللّه ، از زهرى ، از عبد اللّه بن كعب ، از برخى از اصحاب پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه * آن حضرت از خانه بيرون آمد و دستارش بر سر بسته بود . [ 1 ] فرمود : اى گروه مهاجران ، شما افزون شده‌ايد و حال آنكه شمار انصار چندان زيادت نشده است و از آغاز به اندازهء امروز بوده‌اند ، انصار مأواى من‌اند كه بدانها پناه آوردم . كريم ايشان را گرامى بداريد و از نيكى كردن به نيكان ايشان فروگذار مكنيد . محمّد بن عمر [ واقدى ] از عبد الرحمن بن عبد العزيز ، از عاصم بن عمر بن قتادة ، از محمود بن لبيد ، از ابو سعيد خدرىّ نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) از خانه بيرون آمد و مردم براى آگاه بر حال پيامبر ( ص ) به گرد ايشان فرا آمدند . رسول خدا ( ص ) دو سر جامه‌اش را بر دوش انداخته بر سر خود دستار سپيدى بسته بود ، و بر منبر ايستاد و مردم از هر سوى به جانب ايشان آمدند چندان كه مسجد انباشته شد . گويد ، پيامبر ( ص ) نخست شهادت بر زبان آورد و چون از آن بپرداخت ، فرمود : اى مردم ، انصار پناهگاه و وابستهء من‌اند و چون اهل و خويشاوندان من ، و كاسهء دست من‌اند كه در آن چيز مىخورم . حرمت مرا ميان ايشان نگه داريد ، از نيكوكار ايشان پذيرا باشيد و از بدكارشان در گذاريد .

--> [ 1 ] . اين 0 تعبير كه در اين روايات مكرر آمده است ، نشانهء سر درد و بيمارى رسول خدا ( ص ) است . - م .