ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

217

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) دنيا و يا آنچه در پيشگاه الهى است مخيّر فرمود و آن بنده آنچه را در پيشگاه الهى است برگزيد . ابو سعيد گويد ، ابو بكر گريست و من گفتم : اين مرد را چه مىشود كه بر اين مىگريد . و آشكار شد كه ابو بكر از ما بهتر مىدانسته كه مراد از آن بنده ، پيامبر ( ص ) است . گويد ، در اين هنگام رسول خدا ( ص ) فرمود : اى ابو بكر ، مگرى . آن گاه فرمود : اى مردم ، آنكه در مال و دوستى بيش از همه مردم بر من حق دارد ، ابو بكر است و اگر بنا بود از ميان مردم براى خود دوستى برگزينم آن دوست ابو بكر بود ، ولى دوستى و برادرى اسلامى كافى است و هر آينه نبايد هيچ درى از خانه‌يى به مسجد باز باشد مگر در خانهء ابو بكر . قتيبة بن سعيد بلخى از ليث بن سعد ، از يحيى بن سعيد نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) فرمود : از ميان مردم ، آنكه در دوستى و بذل مال خود بر من برترين حق را داراست ، ابو بكر است ، درهاى خانه‌ها را كه به مسجد گشوده مىشود جملگى ببنديد و مسدود سازيد مگر در خانهء ابو بكر را . قتيبة بن سعيد از قول ليث بن سعد ، از معاوية بن صالح نقل مىكند كه * برخى از مردم گفته‌اند پيامبر ( ص ) در خانه‌هاى ما را مىبندد و در خانهء دوست خود را باز مىگذارد . پيامبر ( ص ) فرمود : سخنى را كه دربارهء در خانهء ابو بكر گفتيد شنيدم ، من بر در خانهء ابو بكر نور و بر در خانه‌هاى شما ظلمت و تاريكى مىبينم . اسحاق بن عيسى از جرير بن حازم ، از يعلى بن حكيم ، از عكرمة ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) در مرض موت خود بيرون آمد و دستار كهنه‌يى بر سر پيچيده بود . و بر منبر نشست . نخست ستايش و نيايش خداى بجاى آورد و پس آن گاه فرمود : هيچ كس بر من در جان و مال خويش بيش از ابو بكر بن ابو قحافه حق ندارد و اگر بنا بود از مردم براى خود دوستى برگزينم هر آينه ابو بكر را به دوستى برمىگزيديم ولى دوستى اسلامى برتر است ، اين دريچه و روزنهايى را كه از خانه‌ها در مسجد است ببنديد مگر دريچهء خانهء ابو بكر را . [ 1 ]

--> [ 1 ] . با آنكه اين بنده قصد و بضاعت علمى بررسى تمام مطالب كتاب طبقات را ندارم ولى گاهى سكوت روا نيست ، اولا طبق آخرين روايتى كه پس از اين روايت ملاحظه مىفرمايند اين كار مخصوص به ابو بكر نبوده است و عبّاس اعتراض دارد كه اين كار چرا نسبت به گروهى انجام شده است . ثانيا با مراجعه به كتب صحاح اهل سنت در كتابهاى قرن سوم هجرى كه نويسندگان آن معاصر و دوست محمد ابن سعد بوده‌اند ، اين موضوع اختصاصا براى حضرت على ( ع ) نقل شده است ، به عنوان مثال در مسند امام احمد بن حنبل ، ج 1 ، صفحات 175 و 330 ، و براى اطلاع بيشتر ر ك : استاد سيد مرتضى حسينى فيروزآبادى ، فضائل الخمسه من الصحاح السته ، ج 2 ، چاپ سوم ، بيروت ، 1393 ه . ق . ، ص