ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

14

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مسلمانان در صف خود ايستاده ، پايدار ماندند . ولى عامر بن حضرمى حمله برد و آتش جنگ برافروخت . نخستين كس از مسلمانان كه به جنگ آمد ، مهجع آزاد كردهء عمر بن خطّاب بود كه بر دست عامر بن حضرمى كشته شد . و نخستين كس از انصار كه كشته شد حارثة بن سراقة بود . و گويند حبّان بن عرقه او را كشته است ، و هم گفته‌اند نخستين كس كه كشته شد عمير بن حمام بود و او را خالد بن أعلم عقيلى كشت . آن گاه شيبة و عتبة پسران ربيعة و وليد پسر عتبة به جنگ آمدند و هماورد خواستند . از انصار سه تن به جنگ ايشان بيرون شدند ، معاذ و معوّذ و عوف پسران عفراء از بنى حارث ، ولى پيامبر ( ص ) خوش نداشت كه نخست انصار جنگ را عهده‌دار باشند و دوستر مىداشت كه پسر عموها و خويشاوندانش جنگ را بر عهده بگيرند . از آن بود كه براى آنان دعا كرد و دستور فرمود بازگردند و آنان به جايگاه خود بازگشتند . در اين هنگام مشركان آواز دادند : اى محمد ، كسانى را از خويشاوندان ما كه همتاى ما باشند به جنگ ما فرست . پيامبر ( ص ) به بنى هاشم فرمود : به پا خيزيد و در پناه حقى كه خداوند پيامبر شما را بدان مبعوث فرموده است با ايشان كه با باطل خود براى خاموش كردن نور خدا آمده‌اند جنگ و ستيز كنيد . پس حمزة ابن عبد المطّلب و علىّ بن ابى طالب و عبيدة بن حارث بن مطلّب بن عبد مناف بيرون آمدند و به جانب ايشان رفتند . و چون هر سه تن كلاهخود و مغفر داشتند ، عتبه گفت : سخن بگويند تا شما را باز شناسيم . حمزه گفت : من حمزه پسر عبد المطّلب و شير خدا و شير رسول خدايم . عتبه گفت : همتايى بزرگوارى ! من نيز شير همپيمانان خودم ، اين دو تن كه با تواند كيستند ؟ حمزه گفت : علىّ بن ابى طالب و عبيدة بن حارث . گفت : هماوردانى بزرگوارند . آن گاه عتبه به پسر خود وليد گفت : پيش رو و بجنگ . على ( ع ) در مقابل او قرار گرفت و دو ضربت رد و بدل كردند و على ( ع ) او را كشت . آن گاه عتبه پيش آمد كه حمزه روباروى او شد و دو ضربت بر يك ديگر زدند و حمزه او را كشت . سپس شيبه برخاست و عبيدة بن حارث برابرش ايستاد و در آن زمان عبيده سالخورده‌ترين اصحاب رسول خدا ( ص ) بود . شيبه با دم شمشير ضربتى به پاى عبيدة زد و ماهيچهء پاى او را بريد و حمزه و على ( ع ) به شيبه حمله آورده او را كشتند . و دربارهء آنان