ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

193

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) * پيامبر ( ص ) بيمار شد و اشتهايى به خوردن و آشاميدن و اشتياقى به همسران خود نداشت . پس دو فرشته بر آن حضرت آمدند و آن حضرت ميان خواب و بيدارى بود ، يكى از ايشان بر بالين و ديگرى پايين پاى او نشست . يكى از آن دو ديگرى را گفت : بيمارى او چيست ؟ گفت : طلسم شده است . گفت : چه كسى اين كار را كرده است ؟ پاسخ داد : لبيد بن اعصم يهودى . گفت : طلسم را در چه چيزى بسته است ؟ گفت : در شكوفهء خرما بنى . پرسيد : به كجا پنهان كرده است ؟ گفت : زير سنگى در چاه ذروان . پرسيد : چاره چيست ؟ گفت : آب آن چاه را مىكشند و سنگ را بر مىدارند و طلسم را بيرون مىآورند . و هر دو فرشته برخاستند . و پيامبر ( ص ) على ( ع ) و عمّار را امر به انجام آن كار كرد . آن دو به كنار چاه آمدند و آب چاه به رنگ حنا شده بود . آب را بيرون كشيدند و سنگ را برداشتند و طلسم را به در آوردند . و در آن طلسم يازده گره زده بودند و در اين هنگام دو سورهء قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ نازل شد [ 1 ] و پيامبر ( ص ) هر آيه‌يى از آن دو سوره را كه مىخواند يك گره گشوده مىشد . و چون تمام گره‌ها گشوده آمد پيامبر ( ص ) به حال عادى بازگرديد و ميل او به زنان و خوردن و آشاميدن چون گذشته شد . موسى بن مسعود از سفيان ثورىّ ، از اعمش ، از ثمامة محلّمى ، از زيد بن ارقم نقل مىكند كه مىگفته است * مردى از انصار كه پيامبر ( ص ) به دو اعتماد داشت طلسم بست و آن طلسم را در چاهى افكند . دو فرشته به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و يكى از ايشان ديگرى را گفت : مىدانى رنجورى پيامبر از چيست ؟ گفت : آرى ، فلان مرد انصارى طلسمش كرده است و آن را در فلان چاه افكنده است . اگر آن طلسم را بيرون آورد بهبود مىيابد . كسانى را به كنار چاه فرستادند و آب چاه سبز شده بود . طلسم را به در آوردند و به دور افكندند و رسول خدا ( ص ) بهبود يافت . و پيامبر ( ص ) در اين مورد سخنى نگفت . عتّاب بن زياد از عبد اللّه بن مبارك ، از يونس بن يزيد ، از زهرى در مورد جادوگران اهل ذمه و اهل كتاب نقل مىكند كه مىگفته است * نبايد كشته شوند زيرا مردى از اهل

--> [ 1 ] . در مكّى يا مدنى بودن اين دو سوره اختلاف نظر است ، شيخ طوسى در تبيان گويد ، ابن عبّاس سورهء فلق را مكّى مىداند و ضحّاك آن را مدنى ، زمخشرى در كشاف گويد مورد اختلاف است ، و اظهار نظر ديگرى نمىكند ، ابو الفتوح رازى سورهء فلق را مدنى مىداند ، طبرسى در مجمع البيان گويد بنا بر قول بيشتر مدنى است و گفته‌اند مكّى هم هست ، ثعالبى گويد ابن عبّاس هر دو سوره را مدنى ، و قتاده هر دو سوره را مكّى مىداند ، و ر ك : مجمع البيان ، ج 10 ، ص 568 ، كه ضمن نقل يكى از اين روايات مربوط به سحر آن را رد نموده گويد : پيامبر ( ص ) هيچ گاه دچار سحر نگرديده است . - م .