ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
129
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كشته شدن يارانم بود ، تا آنكه آنان را به خواب در بهشت ديدم كه بر تختها روياروى يك ديگر نشستهاند و در چهرهء برخى از ايشان ديدم كه گويى از شمشير خوششان نمىآمد و جعفر را به هيئت فرشتهيى ديدم با دو بال و سراپاى خون آلود ، و دست و پايش به خون خضاب شده بود . [ 1 ] سريّة عمرو بن عاص بن ذات السلاسل [ 2 ] پس آن گاه در ماه جمادى الآخرة از سال هشتم هجرت سريّة عمرو بن عاص به ناحيهء ذات السلاسل واقع شد كه پس از وادى القرى است و ميان آن تا مدينه ده روز راه است . گويند ، پيامبر ( ص ) را خبر رسيد كه گروهى از قضاعه جمع شده قصد نزديك شدن به اطراف مدينه دارند . پيامبر ( ص ) عمرو بن عاص را فرا خواند و براى او لوائى سپيد و رايتى سياه بست و او را با سيصد تن از گزيدگان مهاجر و انصار گسيل فرمود . سى اسب نيز با آنان بود . و پيامبر ( ص ) به عمرو عاص فرمود تا از مردم بلىّ و عذرة و بلقين كه از كنار آنها مىگذرد يارى جويد . و او شبها مىرفت و روزها كمين مىساخت و چون به نزديك آن قوم رسيد از انبوهى آنان آگاه شد . پس رافع به مكيث جهنى را به حضور پيامبر ( ص ) فرستاده يارى خواست . و رسول خدا ( ص ) ابو عبيدة بن جرّاح را با دويست تن از سران مهاجر و انصار و از آن جمله ابو بكر و عمر گسيل فرمود و از بهر او نيز لوائى بست و فرمود كه به عمرو عاص ملحق شود و هر دو با يك ديگر باشند و اختلافى نكنند . عبيده به عمرو عاص پيوست و خواست بر مسلمانان سردارى كند ، عمرو عاص گفت : تو از براى يارى و مدد من آمدهاى و من سردار سپاهم . ابو عبيدة اطاعت كرد و عمرو عاص با مردم نماز مىگزارد و او به راه خود ادامه داده سرزمينهاى بلىّ را پيمود و به آخرين نقاط سرزمينهاى عذره و بلقين رسيد و در آن جا با جمعى از دشمن روباروى شد و مسلمانان بر آنان حمله بردند و آنان در سرزمينها پراكنده شدند . عمرو بن عاص آهنگ مدينه كرد و عوف به مالك اشجعى را پيشاپيش به دادن خبر سلامت و گزارش جنگ به حضور رسول خدا به مدينه گسيل داشت .
--> [ 1 ] . براى اطلاع بيشتر از سريّة مؤته و نام برخى از شهداى بزرگ مسلمانان و رفتار آموزنده و پسنديدهء رسول خدا ( ص ) با خاندان جعفر ( ر ض ) ر ك : واقدى ، مغازى ، چاپ مارسدون جونس ، 1966 ، صفحات 769 - 755 . - م . [ 2 ] . عنوان اين سريّه در سيره ابن هشام و مغازى واقدى غزوهء ذات السلاسل است . - م .