ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

100

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مىگفته است * پيامبر ( ص ) در حديبيه با مشركان بر سه چيز صلح فرمود : هر كه او از پيش مشركان به دو پناهد او را بدانها بازگرداند ، و اگر كسى از مسلمانان به مشركان پناهد او را رد نكنند ، و در سال ديگر رسول خدا به مكه در آيد و سه روز در آن مقام كند و جز از اسلحهء مسافر ، كه همانا شمشير و تير و كمان است با خود نداشته باشد . گويد ، در اين هنگام ابو جندل زنجير بر پاى به حضور پيامبر ( ص ) آمد و حضرت ، ابو جندل را بدانها بازگرداند . سليمان بن حرب از حمّاد بن زيد ، از ايّوب ، از عكرمه نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) حاضر شد ميان خود و اهل مكه در حديبيه صلح نامه بنويسند ، فرمود : بنويسيد بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . [ مشركان ] گفتند : اللّه را مىشناسيم ولى رحمن و رحيم را نمىشناسيم . گويد ، ناچار نوشتند : بسمك اللّهمّ . همو گويد ، پيامبر ( ص ) فرمود در آخر عهدنامه نوشتند : و آنچه بر ماست ، چون همان است كه بر شماست . موسى بن مسعود نهدى از عكرمة بن عمّار ، از ابو زميل ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است عمر بن خطّاب مىگفت * پيامبر ( ص ) با اهل مكه چنان صلح كرد و امورى را بديشان عطا كرد كه اگر پيامبر ( ص ) كسى ديگر را بر ما امير كرده بود و چنان صلح نامه‌يى مىنوشت نه به گوش مىگرفتيم و نه گردن مىنهاديم . و آنچه قرار نهاده بود اينكه ، از كافران هر كه او به مسلمانان ملحق شود او را بازگردانند و هر كس كه به كفار ملحق شود او را بازنگردانند . ابو سهل نصر بن باب از حجّاج ، از ابو اسحاق ، از براء بن عازب نقل مىكند كه مىگفته است * اهل مكه در صلح حديبيه با پيامبر ( ص ) شرط نهادند كه هيچ تنى از اصحاب پيامبر ( ص ) به مكه در نيايد مگر آنكه سلاح در نيام كرده باشد . اسحاق بن يوسف ازرق از شريك ، از ابو اسحاق ، از براء بن عازم نقل مىكند كه مىگفته است * مشركان در صلح حديبيه شرط نهادند كه پيامبر ( ص ) سال ديگر با اسلحه به مكه در نيايد . و پيامبر ( ص ) فرمود : سلاحهاى بسته بندى شده مستثنى است ، و آن جعبه‌هايى است كه در آن شمشير و تير و كمان باشد . محمد بن حميد عبدى از معمر ، از قتاده نقل مىكند كه مىگفته است * چون سفر حديبيه پيش آمد مشركان ، پيامبر ( ص ) و اصحاب را از ورود به مكّه و مسجد الحرام بازداشتند ، ولى پذيرفتند كه مسلمانان در سال ديگر و در همان ماه بتوانند عمره بگزارند ، و خداوند براى آنان در سال ديگر ، همان ماه را از ماه‌هاى حرام نهاد كه به جاى ماهى كه