شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

90

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) فراموش نكنيم كه او را مسموم كردند . اگر وجود او قدرت ايشان را تهديد نميكرد و مانع نفوذ حريفان در دل مردم نمىبود ، چه دليل داشت او را كه با آنان صلح كرده و همه‌ى دنيا را براى آنان گذاشته بود ، مسموم كنند ؟ آيا اين خود ، دليل آن نيست كه مردم از لحاظ فكرى و عقيدتى ، مطيع و منقاد او بودند و به دشمنانش توجهى نداشتند ؟ و تازه اين توجه و گرايش مردم به او ، پس از وقوع صلح بود كه گروه‌هائى از شيعه و غير شيعه را به ايراد و اعتراض به او واداشته بود . اكنون اگر در آغاز كار ، خلافت را نمىپذيرفت و اشتياق مردم به بيعت وى ، به همان حدت و شدت نخستين باقى مىماند ، آيا وجهه و نفوذ معنوى او شديدتر نمىشد ؟ و در آن صورت كسى كه تا اين اندازه ، محور اميد و آرزوى مردم و پناهگاه دشمنان و مخالفان دستگاه حاكم است ، ميتوان گمان داشت كه دور از چشم هراسان و كنجكاو دنيا طلبان بتواند زندگى كند و هر چه زودتر زندگى پاكيزه و طاهرش با حمله‌ئى ناجوانمردانه خاتمه نيابد ؟ همانطور كه در نخستين سال پس از وفات پدرش - به گمان قوى - مورد چنين سوء نيتى قرار گرفت . آيا بازهم منطقى است كه گفته شود : قبول خلافت و بيعت ، شتابزدگى بوده است ؟ مگر نه اينكه خلافت در اصل - به تعبير امام على بن موسى - منصب پدر و ميراث او و برادرش بود ؟ و اما حوادث ناگوارى كه در اين انتقاد به آنها اشاره شده ، چيزى جز نتيجه‌ى طبيعى دسيسه‌چينى مخالفان امام حسن در كوفه ، نبوده و با شور و فعاليتى كه مردم داشتند - اگر تا آخر باقى ميماند - به حال او نميتوانست