شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

84

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

مىشد به كار برد . ( 1 ) اين ، يكى از مواردى بود كه حسن بن على در خطابه‌ى خود ، با قدرت خداداد ، خويشاوندى نزديك خود را با جدش پيغمبر و پدرش على - آن خداوندان سخن - ثابت كرد و از آن روز ببعد نظاير اين خطابه از حسن بن على - با عنوان خليفه‌ى مسلمين - بموجب قبول بيعت عمومى و به حكم پيشامدها و حوادثى كه مستلزم سخن گفتن و ايراد خطابه بود ، طبعا فراوان ديده مىشد . ( 2 ) پسر عمويش : عبيد اللّه بن عباس در مسجد جامع كه از انبوه جمعيت ، مالامال بود ، در برابر منبر ايستاد . نخست لحظه‌اى انتظار كشيد تا طوفان گريه‌اى كه به دنبال اين خطابه ، سر تا سر مسجد را فرا گرفته بود ، فرو نشست . آنگاه با صداى طنين‌دار و رساى موروثى خود همچون سروش آسمانى ، فرياد برآورد : « هان اى گروه مردمان ! اين پسر پيغمبر و جانشين پيشوا و امام شماست ؛ با او بيعت كنيد كه « خدا بوسيله‌ى او دنباله‌روان رضاى خود را به راههاى سلامت رهبرى مىكند و - به اذن خود - آنها را از تيرگيها به نور مىكشاند و به راه راست هدايت مىكند » . در آن هنگام هنوز در ميان مردم ، بسيار بودند كسانى كه گفتار صريح پيغمبر را درباره‌ى امامت او بعد از پدرش ، شنيده بودند . لذا پس از گفتار كوتاه ابن عباس ، گفتند : « وه كه او چه محبوب است و چه حقدار بر ما و شايسته‌ى خلافت ! » و با شوق و رغبت به بيعت او شتافتند . و اين ، در روز بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم از هجرت ، يعنى