شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
79
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
خصوصيت و خصلت ويژه كه : براى گسترش نفوذ از زور سر نيزه استفاده مىشد و براى بيعت گرفتن از مردم ، خريدارى وجدانها با مال ، يگانه راه محسوب مىگشت . و بقول غزالى : خلافت به مردمى رسيد كه به هيچ رو ، شايستهى آن نبودند . « 1 » ( 1 ) مسلمانان - بويژه مورخان اسلامى - بايد دورهى خلافت اسلامى را با تمام شدن دوران حكومت حسن بن على ( ع ) پايان يافته ميدانستند و از آن پس را دورهى سلطنت ميشمردند با همهى نشانههاى سياسى و اجتماعيش . اگر چنين ميكردند ، سيماى حقيقى و ايدهآلى اسلام را كه از سيرهى نبوى و روش خلفاى شايستهى آن حضرت بروشنى نمودار بود ، همچنان حفظ كرده بودند و اين آئين را از برچسبهائى كه اين پادشاهان خليفه نام با رفتار خود به آن زدهاند ، رها مىساختند و در آن صورت ، ديگر تاريخ ، اين ستمگران خودكامه را « خليفه » ( يعنى جانشين پيغمبر ) نمىناميد و ندانسته چنين ستمى بر اين آئين روا نمىداشت . راستى آيا صحيح است كه خليفه - يعنى آن كسى كه بايد از جهت تقوى و دانش و پاىبندى به اصول اسلام از همه كس به صاحب رسالت ، شبيهتر باشد - نماز جمعه را در روز چهار شنبه بخواند ؛ يا آن را پيش از ظهر بجا آورد ؛ يا مجدانه در طلب محرمى باشد ؛ يا طلا را به طلاى ناهموزن خود بفروشد ؛ يا زنا را به نسب ملحق سازد ؛ يا مؤمنى را به زندان افكنده و سپس به قتل رساند ؛ يا به كافرى كمك مالى داده و او را بر ضد مسلمانان تجهيز كند و يا كارهائى از اين قبيل و زشتتر از آن - كه همه از لوازم « سلطنت » است و نسبت دادن آن به « دين » جايز نيست انجام دهد ؟ ! چرا ما
--> ( 1 ) رك : دائرة المعارف فريد و جدى - ماده : « حسن » ( ج 3 ص 231 ) .