شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

68

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) « اى مرد نمايان نامرد ! اى فكر شما چون خواب مشوش كودكان و انديشه‌ى عروسان حجله‌نشين ! كاش شما را نميديدم و نمىشناختم - وه كه چه آشنائى ندامت‌بار و غم‌انگيزى - مرگ بر شما كه دل مرا به درد آورديد و سينه‌ام را از خشم مالامال ساختيد و جام اندوه را جرعه جرعه در گلويم ريختيد و با نافرمانى و سست عنصرى ، نقشه‌ى مرا باطل كرديد . . . » « 1 » . . و سخنان ديگرى از اين قبيل كه در خطب و كلمات او فراوان است . آيا اين قيافه و وضع منفى ، جلوه‌ئى از همان ضديت و معارضه نيست كه در همه‌ى مراكز بزرگ حكومت على عليه السلام بذر پليد خود را پاشيده بود و مردم را با بهانه‌هاى گوناگون از يارى آن حضرت بازميداشت ؟ البته نبايد عوامل ديگرى را كه همچون جبهه‌گيرى مزبور در ايجاد اين ضديت به هر دو شكلش - شكل مبارزه‌ى مثبت مسلحانه و شكل خوددارى از كمك و يارى - تأثير داشت از ياد ببريم . جاى ترديد نيست كه آن عدالت قاطع و مساوات دقيق - كه بيگمان نشانه‌ى بارز حكومت آن دوره و همه‌ى حكومتهاى هاشمى قرن اول بود - نيز عامل ديگرى محسوب مىشد براى احساس نوعى مضيقه و فشار - لااقل - در ميان يك طبقه از مردم - كه با اطاعت مطلق و اخلاص و صميميتى كه در صلح و جنگ از آن گزير نيست ، سازگار نبود . شرائط خاص آن زمان و فتوحاتى كه مردم را بر خزائن كشورهاى مغلوب مسلط ساخته بود و جلوه‌هاى نوين زندگى كه براى آن مردم تازگى داشت ، نيز عامل مهمى بود براى ايجاد يك نوع تيرگى روان كه لازمه‌ى

--> ( 1 ) قسمتى از خطبه 27 نهج البلاغة .