شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
64
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
به قريش همان را گفتيم كه قريش به عرب گفته بود « 1 » ولى او همانند عرب با ما به انصاف نگراييد . قرشيان حكومت را به نيروى استدلال خود و به يارى انصاف عرب گرفتند ولى چون نوبت استدلال ما و انصاف آنان فرا رسيد ، ما را دور كردند و باتفاق و اجتماع ، ستم و جفا دربارهى ما روا داشتند و خود زمام كار را بدست گرفتند . . بارى وعدهگاه ما و آنان ، پيشگاه خداست و اوست ياور و سرپرست ما . ( 1 ) « ما در آن روز ، از اينكه جمعى حق ما و حكومت خاندان ما را غاصبانه مورد دستبرد ساختهاند ، بسى در شگفت بوديم . ليكن از آنجا كه آنها مردمى صاحب فضيلت و با سابقه در اسلام بودند از منازعه با ايشان چشم پوشيديم ، مباد كه منافقان و مخالفان دين ، دستاويزى براى شكست دين بيابند يا راهى بسوى اخلالگرى و فساد پيدا كنند . « ولى امروز - اى معاويه ! - بجا است كه همه كس از دستاندازى تو بدين منصب و مسند در شگفت فرو رود ! چه ، تو به هيچ بابت شايستهى اين مقام نيستى ، نه فضيلت و خصلت ستودهئى از تو به ياد است و نه اثر نيك و پسنديدهاى . . و افزون از همه آنكه : تو دستپروردهى يكى از گروههاى معاند و فرزند سر سختترين دشمن قرشى رسول خدا و قرآنى ! . . خدا
--> ( 1 ) يكى از بزرگترين خسارتهائى كه به تاريخ اهل بيت وارد شده اينست كه در تاريخ ، اثرى از اين مباحثات و گفتگوها نيست و ما جز به بخش كوچكى از آن كه تصادفا از كنترل و سانسور دشمن در امان مانده ، دسترسى نداريم . . و اينجاست كه من به ياد گفتهى شاعر نوآور ، حاج عبد الحسين ازرى مىافتم : در زمان خود ، آنچه را كه هواها و هوسها مىنويسند ، بخوان تا از سرگذشت ماجراهائى كه از روزگاران گذشته بجا مانده ، آگاهت كنند .