شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

58

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

بر محور آن بوجود آمد و در آن ، رشته‌ئى جديد ، بر تافته و به كار گرفته شد كه با رشته‌ى الهى متصل ميان آسمان و زمين و مورد نظر رسول اكرم ( ص ) در حديث مزبور مغايرت داشت . . رشته‌ئى كه خواستند تا آخر با تاريخ همپا و همراه باشد . و بگفته‌ى بولس سلامة : در زير آن « سر پوشيده » حوادثى واقع شد كه برانگيزنده‌ى احساسات نهانى و پديدآورنده‌اى كج‌رويها گشت . امواج تمايلات و خواسته‌هائى به هر سو پراكنده گشت ، همچون شاخه‌هاى خار بنى - سبز و نو رسيده ، و پر از تيغه‌ى خار و پرآفت . ( 1 ) صاحب اصلى خلافت ، در برابر آن جمع تأويلگر ، روشى در پيش گرفت كه شايسته‌ى او و نمايشگر روح بزرگ او و هم ضامن حفظ و حراست اسلام ميتوانست بود . . آخر مگر نه او تنها واسطه‌ى خلق خدا با آن رشته‌ى آسمانى و الهى است ؟ . . تا آن اندازه كه براى هشيار كردن افكار مسلمانان و توجه دادن ملت به حق از دست رفته‌اش لازم ميديد ، بيعت با مسندنشين خلافت را به تأخير افكند و پس از آن در برابر الزام دستگاه خلافت ، تسليم شد و بيعت كرد . « 1 » يكى از يارانش از او پرسيد : چگونه دست شما را از اين منصب ،

--> ( 1 ) معاويه در نامه‌ئى كه بوسيله‌ى « ابو امامه باهلى » براى آن حضرت فرستاد ، نوشت : در بيعت او - يعنى ابو بكر - سستى و درنگ كردى تا آنگاه كه همچون شتر نر سركش ، به جبر و قهر بسوى آن رانده و كشيده شدى .