شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

55

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) شايسته‌ى بحثى كه در پيش داريم آن است كه قبلا ببينيم : جامعه‌ى مسلمانان و يا آنان كه مدعى بودند شايسته‌ى رهبرى و نمايندگى جامعه‌اند ، با عترت و خاندان رسول اكرم چه روشى در پيش گرفتند تا بتوانيم قضاوت كنيم كه چگونه پاس پيامبر را در مورد خاندانش نگاه داشتند . . و حد اقل ، تا آنجا كه به بحث ما مربوط است از اين موضوع باخبر گرديم . اگر عترت هر كس ، خاندان و عشيرهء او باشند ، على بارزترين مرد خاندان پيامبر پس از آن حضرت است و اگر فرزندان و نوادگان او باشند ، حسن مهمتر فرزندان و ذريه‌ى آن حضرت است . و عرب كلمه‌ى « عترت » را در هر دو مورد - هم خاندان و هم فرزندان - به كار ميبرد . آرى ، مقدر شده بود كه اجتماع مسلمانان ، بلافاصله پس از رحلت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله به آن دودستگى و انشعاب تاريخى دچار شود : گروهى به توجيه و تأويل گفته‌هاى پيامبر پردازند و در مرداب تأويلات خود فرو روند و گروهى ديگر به گفته‌هاى صريح آن حضرت گردن نهند و بر سر آن گفته‌ها ايستادگى كنند . و رسول اكرم در موضوع نامزدى مقام خلافت سخنان صريح زيادى فرموده كه اكنون جاى عرضه كردن آنها نيست . و ما اينجا بدان صدد نيستيم كه عقيده‌ى طرفداران تأويل را رد كنيم يا گفته‌ى گروه دوم را اثبات نمائيم . چه ، هر آنچه مورد توافق يا اختلاف ميان دو گروه باشد ، در ظرف خود با وضعى خاص واقع شده و بحث و مجادله‌ى ما واقعيت را دگرگون نخواهد ساخت .

--> آمده : « من در ميان شما دو جانشين ميگذارم . كتاب خدا را آن رشته‌ى بر كشيده ميان آسمان و زمين و عترتم يعنى خاندانم را ، و اين دو از هم جدا نمىشوند تا بر من در قيامت وارد شوند » ( امام احمد و طبرانى در الكبير ) .