شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

19

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

حسن ناسزا گفت . حسين بن على برخاست تا به او پاسخ گويد : امام حسن به او گفت : « درنگ كن ، برادرم ! » و سپس خود از جا برخاست و گفت : ( 1 ) « اى كه نام على را بردى ! من حسنم و پدرم على است : و تو معاويه‌اى و پدرت صخر است . مادر من فاطمه است و مادر تو هند . نياى من پيامبر است و نياى تو عتبه . جده‌ى من خديجه است و جده‌ى تو فتيله . خدا لعنت كند از ما دو نفر آن را كه نام و نشانش پست‌تر و اصل و تبارش ننگين‌تر و گذشته‌اش شرارتبارتر و سابقه‌ى كفر و نفاقش بيشتر است ! » و گروه‌هائى از اهل مسجد فرياد برآوردند : آمين . . از آن پس نيز سياست معاويه پىدرپى با دست زدن به كارهاى مخالف كتاب و سنت و انجام منكرات دينى ، شكل واقعى خود را آشكار ساخت . نمونه‌ئى از خلافكاريهاى او عبارت است از : اعدام نيكمردان ؛ بباد دادن نواميس ؛ مصادره‌ى اموال ؛ به زندان انداختن آزادگان ؛ تبعيد اصلاح - طلبان ؛ حمايت از عناصر فاسدى كه رجال دولت او را تشكيل ميدادند از قبيل : عمرو عاص ، مغيرة بن شعبة ، خالد بن سعيد ، بسر بن ارطاة ، ابن جندب ، ابن السمط ، مروان حكم ، ابن مرجانة ، ابن عقبة ، زياد بن سميه و ديگران . . . و زياد بن سميه همانست كه معاويه نسبت او را با پدر شرعىاش عبيد نفى كرد و وى را به ابو سفيان پدر خود كه با مادر زياد روابط نامشروع داشت ، منتسب كرد تا بتواند به او عنوان برادرى خود را بدهد و او را بر شيعه‌ى عراق مسلط ساخت و بدست او آنچنان آتشى در عراق برافروخت كه نميتوان به وصف در آورد : جوانانشان را كشت ؛ زنهايشان را به بردگى و بيگارى گرفت ؛ آنان را همچون رمه‌ى بىشبان در هر سو پراكنده ساخت ؛