شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

12

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

كه براى مسلمانان در آن حدود پيش مىآمد و هم از جلب رضايت خلفاء ، بهره‌بردارى نمايد . ( 1 ) هنگامى كه با هوش شيطنت‌آميز « معاويه » كار امويان سامان يافت ، اهريمن وار ، دست بسوى احكام دين دراز كردند و آن را دستخوش تحريف و تباهى قرار دادند و كاروان زندگى مردم را بسوى جاهليت و لااباليگرى و دين ناباورى منحرف ساختند و به تعقيب منظور اصلى خود يعنى جلب سود مادى و حفظ امتيازات طبقاتى پرداختند . توده‌ى مردم از اين همه ، بىخبر بودند . چه ، اصل كلى و معروف اسلامى : « اسلام گذشته را پاك مىكند » بر سوابق ننگين بنى اميه پوششى ضخيم مىافكند ، بخصوص كه رسول اكرم نيز آنان را عفو كرده و در جلب محبتشان كوشيده بود و پس از آن حضرت نيز خلفاء ، كسانى از اين دودمان پليد را به خود نزديك ساخته و بحكومت و امارات بر مسلمانان و امتيازات فوق العاده سرافراز ساخته بودند . لذا باند اموى توانست مدت 20 سال با استقلال و بىآنكه مورد مؤاخذه قرار گيرد - يا خود كسى را از بديها منع كند - بزندگى موفقيت‌آميز خود ادامه دهد . خليفه‌ى دوم در مراقبت و كنترل كارگزاران ولايات ، سختگير و بدقت حسابگر بود و در اين مورد هيچ چيزى مانع او نمىتوانست شد : نوبتى به دو خبر رسيد كه خالد بن وليد كارگزار « قنسرين » ده هزار به اشعث داده است . بشدت بر خالد خشم گرفت و به بلال حبشى دستور داد كه او را با عمامه‌اش ببندد و سر و پا برهنه در برابر عموم رجال دولت و وجود ملت در مسجد جامع حمص بر سر يك پا بدارد ، و از او بپرسد اين پول را از مال خود داده است يا از بيت المال ؟ چه ، اگر از مال خود داده ،