شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
103
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
( 1 ) البته شرطى كه اين دسته در هنگام بيعت با حسن بن على ميكردند و همچنين اصرارشان بر جنگ ، به دليل دشمنى آنان با امام نبود چه ، در ميان پيروان خاص و شيعيان آن حضرت نيز كسانى بودند كه همين اندازه براى شروع جنگ ، پافشارى ميكردند . ولى در آينده با مطالعه بخشهائى از ماجراى امام حسن روشن خواهد شد كه در بحرانىترين و وخيمترين لحظات ، همين عده عامل و ابزار بروز حوادث ناگوار محسوب مىشدند و چنان كه اندكى پيش از اين گفتيم ، دو تن از سران و بزرگان آنها در پليدترين و زشتترين توطئهى اموى در كوفه ، شركت داشتند . اينها براى تشويق مردم به اخلالگرى و ايجاد فتنه و آشوب ، از مؤثرترين و مخوفترين روشها استفاده ميكردند و به وسائل گوناگون ، ايمان بسيارى از مردم را متزلزل مىساختند . و سر اصلى تجديد حيات آنان پس از شكست سخت و كوبندهاى كه در سواحل نهروان ديدند ، همين موضوع بود . زياد بن أبيه تبليغات خوارج را اين گونه توصيف ميكرد : « سخن ايشان در دل ، گيرندهتر است از آتش در نى » و مغيرة بن شعبه دربارهى آنان مىگفت : « اگر دو روز در شهرى بمانند هر كس را كه با آنان معاشرت كند ، فاسد مىسازند » « 1 » خارجى سخن باطل مىگفت و آن را حق مىپنداشت ؛ كار زشت مىكرد و آن را خوب مىدانست و به خدا اتكاء داشت اما هيچگونه ارتباطى از راههاى مشروع و دينپسند ، با خدا نداشت . و ما به مناسبت ديگرى ، آنجا كه از « عناصر سپاه » سخن بگوئيم ، از آنان ياد خواهيم كرد .
--> ( 1 ) تاريخ طبرى ( ج 6 ص 109 ) .