شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )

101

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )

مكاتبه كردند ، به او وعده‌ها دادند و بدين وسيله خود را به او مقرب ساختند » . ( 1 ) « معاويه با عمرو بن حريث و اشعث بن قيس و حجار بن ابجر و شبث بن ربعى در خفا قرار داد بست و بوسيله‌ى جاسوسانش براى هر يك از ايشان چنين پيغامى فرستاد : اگر حسن را بكشى پاداش تو صد هزار درهم است با فرماندهى يكى از لشكرهاى شام و زناشوئى با يكى از دخترانم . و حسن عليه السلام پس از آنكه از اين قرار نهانى خبر يافت هميشه در زير لباسش زره بر تن ميكرد و با پرهيز و احتياط رفتار مىنمود و حتى به نماز نيز با اين حال حاضر ميگشت . نوبتى يك نفر از دشمنان در نماز تيرى بسوى او افكند ولى چون زره داشت به دو آسيب نرسانيد » « 1 » . و يك نمونه از اين متون تاريخى براى نشان دادن وضعيت ، كافى است . بدين قرار اين دسته ، زشت‌ترين جنايتى را كه يك خائن فرصت طلب انجام ميدهد ، مرتكب مىشدند . فعاليت‌هاى پليد آنان ديرى در زير پوششى از دروغ و نفاق باقى نمىماند و درست بهنگام نداى وظيفه ، خباثت آنان آشكار مىگشت . در تمام اين مدت ، گروه مزبور پيشروان هر ناخشنودى و كمك‌كاران

--> تأليف « بيهقى » براى اطلاع از نامه‌ى ياران معاويه به على عليه السلام . و به تاريخ يعقوبى ( ج 3 ص 12 ) براى مطالعه‌ى نامه‌ى همه‌ى ياران عبد الملك بن مروان به مصعب بن زبير كه از وى امان طلبيده و جائزه خواسته‌اند . اى بسا كه نامه‌هاى نزديكان معاويه به حسن بن على از اين جهت بر ما پوشيده مانده كه آن حضرت مراعات امانت را كرده و رازنامه‌نگاران را افشاء نساخته . . و يا اينكه مورخان خواسته‌اند اين موضوع را هم مانند بسى موضوعات ديگر ، نديده بگيرند ! ( 1 ) علل الشرايع ( ص 84 ) .