السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
71
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
راهبان نصرانى بود كه هر چه مىخواستند از اسطورهها ، افسانهها و ترهات در ميان مردم منتشر مىكردند و اوهام و خيالات آنان را به افقهاى دور دست و غبارآلود مىبردند و سپس در بيابان بىكران رؤياها و درياى ژرف و بىپايان فراموشى رها مىكردند . اهل كتاب در تصدّى اين امر از ديگران سزاوارتر و ماهرتر و از همگان براى تحقّق اهداف مورد نظر دستگاه شايستهتر بودند ، زيرا از قديم الايام مورد احترام مردم عرب بودند و اعتماد آنان را به خود و دانش خويش جلب كرده بودند . اسلام نيز به رغم تلاش فراوان نتوانست اين ديدگاه بىپايه و اساس را از دلهاى بيمار و ضعيف مردم بزدايد . دانشمندان اهل كتاب به خوبى از عهدهء اين مأموريت برآمدند و همهء اهداف حكومت و حاكمان را تحقق بخشيدند . اگر پيشتر پنهانى و مخفيانه فعاليت مىكردند ، اينك آشكارا و با خواست و حمايت نظام حاكم به قصّهگويى پرداختند . أ . قصهگويى يك منصب رسمى عالمان اهل كتاب نقش تخريبى خود را در سايه بخشنامهء رسمى حكومت انجام دادند و مساجد مسلمانان و در صدر آن ، مسجد رسول اكرم ( ص ) در مدينه را به اشغال خود درآوردند تا مردم را با بيان قصّههايى از سرگذشت بنى اسرائيل ، و هر چه باب طبع مردم بود ، و با اهداف خودشان سازگار ، مشغول نمايند . تميم دارى كه در نظر خليفه دوم بهترين مردم مدينه بود ، « 1 » از وى درخواست اجازهء قصّهگويى كرد . عمر به او اجازه داد و او روزهاى جمعه در مسجد رسول خدا ( ص ) قصّه مىگفت . تميم از خليفه خواست كه يك روز
--> ( 1 ) . الاصابه ، 1 / 215 .