السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
64
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
هنگامى كه كعب به او نزديك مىشد و با چاپلوسى و چربزبانى با او سخن مىگفت ، عمر مىگفت : وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ . « 1 » پس از او معاويه هم اهتمام بيشترى به كعب الاحبار نشان داد و مدالهاى افتخار بيشترى تقديم او كرد . « 2 » كعب از اين تعريف و تمجيدها استفاده كرد و آن را براى جلب هر چه بيشتر شاگرد به كار گرفت و آنچه خواست قريحه و اقتضاى اهدافش بود ، در ميان شاگردان رواج داد . ابو هريره يكى از شاگردان او بود و چنان كه از رسول خدا ( ص ) روايت مىكرد ، از وى نيز روايت مىكرد . « 3 » كعب الاحبار به سرعت يكى از شخصيتهاى ممتاز و بلند مرتبه شد . چنان كه حتى خليفه هم وى را حكم قرار مىداد تا شايد پاسخ كافى و حكم عادلانه را نزد او پيدا كند . معاويه و ابن عبّاس در قرائت آيهاى از قرآن اختلاف كردند . ابن عبّاس مىخواند : « عين حمئه » ؛ در حالى كه معاويه مىگفت : « عين حاميهء » . آن دو با هم توافق كردند كه كعب الاحبار را داور قرار دهند . از او پرسيدند : خورشيد را در تورات چگونه مىبينى ؟ پاسخ داد : گلى سياه . بدين ترتيب پاسخ وى با ديدگاه ابن عبّاس موافق بود . « 4 » بنا بر يك روايت ، معاويه ابتدا اين موضوع را با عبد اللّه بن عمر و عاص در ميان گذاشت ، ولى او موافق معاويه بود . سپس از كعب الاحبار پرسيد و او پاسخى داد كه موافق ديدگاه ابن عبّاس بود . « 5 »
--> ( 1 ) . لباب آلاداب ، 234 . ( 2 ) . بنگريد : التراتيب الاداريه ، 2 / 426 . ( 3 ) . بنگريد : البداية و النهايه ، 1 / 17 . ( 4 ) . بنگريد : تفسير القرآن العظيم ، 3 / 102 ؛ الدر المنثور ، 4 / 248 . ( 5 ) . بنگريد : الدر المنثور ، 4 / 248 .