السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
654
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
دنيوى خويش را در كمال رفاه و راحتى جسم و تن داشته باشند ؛ در اين صورت چنين حياتى را خوش نخواهند داشت ، بلكه چنان از آن فرار خواهند كرد كه مشركان از مرگ مىگريزند . اين دقيقا همان است كه آن مرد قريشى به طليحة بن خويلد گفت . هنگامى كه عمير بن حمام شنيد ، رسول خدا ( ص ) شهداى بدر را به بهشت وعده مىدهد ، او كه چند خرما در دست داشت و مىخورد ، گفت : بهبه ، آفرين ؛ بين من و بهشت چيزى فاصله نيست ، مگر اين كه اينها مرا بكشند يا گفت : اگر زنده بمانم كه همين خرماها را بخورم ، اين زندگى درازى است . آنگاه خرماها را دور ريخت و جنگيد تا كشته شد . « 1 » مادرانى هم بودند كه وقتى شنيدند فرزندانشان در بهشت هستند ، نه تنها در فراقشان نوحه و زارى سر ندادند ، بلكه از شهادت فرزندان خود شادمان هم شدند . وقتى حارثة بن سراقه كشته شد ، مادرش گفت : يا رسول اللّه ؛ مرا از حارثه خبر ده . اگر در بهشت است ، صبر مىكنم و گرنه خدا خواهد ديد كه چه مىكنم ؛ يعنى چگونه نوحه و ناله خواهم كرد . در روايتى هست كه وقتى پيغمبر ( ص ) به او بشارت داد كه فرزندش در بهشت است ، خندان بازگشت و مىگفت : بهبه ، آفرين حارثه « 2 » چنان كه عمير بن ابى وقّاص كه در بدر به شهادت رسيد ، وقتى رسول اكرم ( ص ) مىخواست او را در مدينه به جاى خود بگذارد ، آن قدر گريه كرد كه حضرت به او اجازه داد ، همراه سپاه بيايد . « 3 » از اين موارد بسيار است و اگر بخواهيم نمونههاى ديگرى برشماريم ، بحث به درازا خواهد كشيد .
--> ( 1 ) . بنگريد : الكامل فى التاريخ ، 2 / 126 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 308 ؛ سيره ابن هشام ، 2 / 279 ؛ السنن الكبرى ، 9 / 99 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 426 ؛ حياة الصحابة ، 1 / 424 . ( 2 ) . نسب قريش ، 263 ؛ الاصابه ، 3 / 35 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) : 94 - 96 .