السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

644

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

ابو سفيان زن و بوى خوش را بر خود حرام كرد تا اين كه با محمّد ( ص ) بجنگد و انتقام كشته‌هاى خود را از او و يارانش بگيرد . هند ، همسر ابو سفيان نيز چنين موضع گرفت و از شوهر دور شد و بوى خوش را بر خود حرام كرد . جنگجويان از صاحبان كاروان خواستند تا آنان را در اموال كاروان با خود برابر قرار دهند . پس اين آيه فرود آمد : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً . « 1 » بىگمان ، كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، اموال خود را خرج مىكنند تا ( مردم را ) از راه خدا بازدارند . پس به زودى ( همهء ) آن را خرج مىكنند ، و آنگاه حسرتى بر آنان خواهد گشت . گفته‌اند : اين آيه درباره كسانى فرود آمد كه در بدر سپاهيان قريش را غذا مىدادند . اين تفسير با مفاد آيه سازگارتر است . 8 . مژدهء فتح رسول خدا ( ص ) پيكى را به مدينه فرستاد تا مژده فتح و ظفر را به اهالى شهر برساند . در ابتدا كسى پيك ظفر را باور نداشت ، امّا چون فهميدند كه پيروزى مسلمانان مسلّم است ؛ مؤمنان شادمان شدند و با سرور و شادى به استقبال پيغمبر ( ص ) آمدند . مىگويند : خبر پيروزى را زيد بن حارثه آورد ، امّا احدى از مردم قبول نكرد تا اين كه اسامه پدرش را سوگند داد و از درستى آن مطمئن شد . اين گفته نمىتواند درست باشد ، زيرا اسامه در آن روزگار ، كودكى خردسال بود كه عمرش از ده سال نمىگذشت . گفته مىشود : هنگامى رسول خدا ( ص ) وارد مدينه شد كه مردم مشغول دفن رقيه ، همسر عثمان بودند . اسيران را پس از ورود پيغمبر ( ص ) همان روز به مدينه آوردند . حضرت آنان را در ميان يارانش تقسيم كرد و فرمود : با اسيران به نيكى رفتار كنيد . اسراى

--> ( 1 ) . انفال ( 8 ) : 36 .