السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
630
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
پيغمبر ( ص ) به ياران خود تبيين نموده است ، امّا آنان بر مخالفت با حضرت پافشارى كردند . از اين رو مستحق عذاب شدند ، امّا خداوند به لطف و رحمت خود آنان را بخشيد . دليل ديگر اين كه در برخى از روايات تاريخى آمده كه روز بدر جبرئيل فرود آمد و به پيغمبر ( ص ) گفت : خداوند از كار قوم تو براى گرفتن فديه از اسيران ناخشنود است ؛ ترا فرمان مىدهد كه آنان را بين دو چيز مخيّر سازى : اين كه آنان را جلو اندازند و گردنشان را بزنند يا از آنان فديه بگيرند ، ولى به شمار آنان از خودشان كشته خواهند شد . « 1 » رسول خدا ( ص ) اين پيغام را به صحابه گفت ؛ به سخن آمدند : يا رسول اللّه ! اينان خانوادهها و برادرانمان هستند . از آنها فديه مىگيريم و به وسيله فدا بر دشمنان خود قوى مىشويم و به شمار آنان از ما شهيد خواهند شد . برخى تأكيد كردهاند كه پيامبر ( ص ) تمايل داشت كه اسرا را بكشند . « 2 » به گفتهء واقدى اسرا به همديگر گفتند : اگر كسى را پيش ابو بكر بفرستيم ، او از همه بيشتر در صدد پيوند خويشاوندى ماست و از سوى ديگر كسى را نزديكتر از او به محمّد نمىشناسيم . كسى را نزد ابو بكر فرستادند . ابو بكر آمد . با وى سخن گفتند . ابو بكر به آنان وعده داد كه به آنان بدى نخواهد رسيد . سپس به حضور پيامبر ( ص ) رسيد و حضرت را آرام مىساخت و خشمش را تسكين مىداد . سه بار نزد رسول خدا ( ص ) آمد و در هر مرتبه حضرت سكوت كرد و پاسخ نداد . « 3 » حال آيا درست است كه بگوييم : پيامبر ( ص ) با ابو بكر گريه مىكرد و
--> ( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 393 ؛ المصنّف ، 5 / 210 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 14 . ( 2 ) . به طور مثال بنگريد : الكامل فى التاريخ ، 2 / 136 . ( 3 ) . المغازى ، 1 / 107 - 108 .