السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
587
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
پيامبر ( ص ) مهاجم است يا جنگ بيرون از سرزمين آنهاست ، وظيفهاى در يارى حضرت ندارند . در بيعت دوم عقبه نيز بر همين اساس توافق كردند . تصريح مورّخان بر نگرانى پيامبر ( ص ) از يارى انصار در جنگ بدر دليل اين مدّعا تواند بود . در اين باره در حوادث بدر سخن خواهيم گفت . ب . مسأله جنگ و صلح جنگ براى مردم مدينه مسأله چندان سادهاى نبود . انصار به خوبى درك مىكردند كه مسئوليت جنگ بر عهده آنان گذاشته خواهد شد و مىبايست در اين راه جان و مال خود را فدا كنند . چنان كه نتايج و پيامدهاى جنگ را در زمينه روابط اجتماعى و اقتصادى و اوضاع سياسى مىبايست تحمل كنند . اين از نظر مردم عرب خطرناكترين و مهمترين مسأله است ؛ مسأله خون و خونخواهى ، مرگ و زندگى ، و سعادت و شقاوت . بنابراين لازم بود ، خودشان به اين نتيجه برسند و دربارهء ورود يا كنارهگيرى از جنگ مطابق مصالح خويش تصميمگيرى كنند . در صورتى كه ورود و شركت در جنگ به گونهاى بر آنان تحميل شود ، نتايج عكس و بسيار خطرناكى بر آينده اسلام و مسلمانان خواهد داشت . راز و رمز مشورت رسول خدا ( ص ) با انصار در بدر و احد همين مطلب بود . ج . شرايط خاص انصار انصار در شهر خود در امنيت و آسايش زندگى مىكردند و به كشاورزى و عمران اراضى ، و امور معيشتى خويش مشغول بودند . همين آنها را وامىداشت تا به زندگى وابستگى و علاقه بيشترى داشته باشند . بنابراين براى بيرون رفتن از اين فضا و ورود به فضايى ديگر كه سرشار است از مشكلات و خطرهاى بزرگ ، به انگيزه روانى قوىترى نياز بود . از سوى ديگر اگر قرار است ، انصار با قريش به عنوان بزرگترين قبيله