السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
55
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
عبد اللّه بن عمرو عاص نيز معاويه را در جنگ صفّين پس از قتل عمّار بن ياسر در تنگنا قرار داد ؛ آنگاه كه حديث قتل عمّار به دست گروه ياغى را نقل كرد و نيز حديث : « پادشاهى از قحطان خواهد بود » . معاويه به پدرش عمر و عاص گفت : آيا ما را از شرّ اين ديوانه خلاص نمىكنى ؟ ! « 1 » خلاصه اين كه حاكمان فقط به افراد معيّنى اجازهء فتوا مىدادند و ديگران را از روايت و فتوا منع مىكردند ، مگر آن كه مطمئن مىشدند كه با مقاصد و اهداف حكومت هماهنگى و همخوانى دارد . چنان كه در خصوص ابو هريره چنين بود . اگر هم به كسانى اجازهء فتوا داده مىشد ، باز اين اجازهء مشروط به هماهنگى و همخوانى با اهداف و مقاصد حكومت بود و هرگاه موجب اخلال و لو سهوى مىشد ، او را از روايت حديث و صدور فتوا منع مىكردند و آنگاه كه كار به مرتبهء زيان رساندن به اين اهداف و مقاصد مىرسيد ، فتوا دهنده را به قتل و ضرب تهديد و حتّى او را به بدترين منطقه تبعيد مىكردند . نمونههاى آن عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن عمر و عاص و ابو ذر غفارى است . شيوههاى ديگر حكومتگران مكتب خلافت دريافتند كه اين اقدامات براى بىميل كردن مردم براى شناخت دين و عقايد ، مفاهيم و احكام آن كافى نيست و مسلمانان همچنان مشتاق و خواهان شناخت شرايع ، احكام ، عقايد ، تاريخ و سيره هستند و به گونهاى محسوس و ملموس به اين امر اهتمام مىورزند . پس بايد با حكمت ، درايت و زيركى به گونهاى براى آن چارهجويى كرد . از اين رو به شيوههاى ديگر روى آوردند كه فكر مىكردند ، مىتواند آنان را از تنگناى مذكور بيرون آورد . برخى از اين شيوهها به قرار زير است ؛
--> ( 1 ) . بنگريد : انساب الاشراف ، 2 / 312 - 313 ؛ الطبقات الكبرى ، 3 / 253 ؛ فتوح ابن اعثم ، 3 / 268 .