السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
51
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
كتاب و سنّت ديدم . هرگاه كارى پيش مىآمد ، سلطان در خصوص آن نظر مىداد . « 1 » زيد بن ثابت دربارهء ميراث جدّ به معاويه نوشت : اين از مواردى است كه جز اميران دربارهء آن حكم نمىكنند . « 2 » 2 . غير اميران : علاوه بر اميران ، نظام حاكم و دستگاه خلافت به كسانى اجازهء فتوا و روايت داد كه از تعهّد و وابستگى آنان به حكومت و خط مكتب خلافت اعتماد و اطمينان كامل داشت و آنان را واجد صلاحيتهاى لازم و كافى مىديد . ديگران را كه فاقد اين شايستگىها دانستند ، از ميدان فتوا دور كردند ؛ اگر چه از نظر سياسى ، فكرى و اجتماعى هم عقيده حاكمان بودند . از اين افرادند ؛ أ . عايشه : مروان حكم تلاش مىكرد تا بر نقش اساسى عايشه در اين خصوص تأكيد كند . او مىگفت : چگونه از كسى سؤال مىشود ، در حالى كه همسران پيامبر ( ص ) و مادرانمان در ميان ما هستند . « 3 » مقصود وى از اين سخن ، شخص عايشه بود . زيرا در ميان مادران مؤمنان فقط او عهدهدار روايت و فتوا بود . او دختر خليفهء اوّل و نازپروردهء خليفهء دوم بود . گفته نشده كه جز عايشه كسى از همسران پيامبر ( ص ) عهدهدار روايت و فتوا شده باشد ، مگر در موارد اندك . امّ سلمه هم كه روايات كمى از پيامبر ( ص ) نقل مىكرد ، به مذاق مروان و مروانيان خوش نمىآمد . عايشه در عهد عمر ، عثمان و تا زمانى كه از دنيا رفت ، فتوا مىداد . همين دو خليفه نزد او مىفرستادند و دربارهء سنن از وى
--> ( 1 ) . جامع بيان العلم ، 2 / 174 . ( 2 ) . بحوث مع اهل السنة و السلفيه ، 238 . ( 3 ) . المصنّف ، 1 / 161 ؛ كشف الاستار ، 2 / 196 ؛ مجمع الزوائد ، 4 / 324 .