السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

509

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

زيرا آنان در صدد تعيين سالى بودند كه آن را مبدأ قرار دهند . بنابراين با ظهور بخش نخست سخن حضرت منافاتى ندارد . آنچه مهم است ، اين نكته است كه هجرت در اوّل ربيع الاوّل بود . حال اگر ديدگاه مالك ، اصمعى ، روايت زهرى و برداشت خود از سخن حضرت على ( ع ) را بدان اضافه كنيم كه آغاز سال اسلامى ، ماه ربيع الاوّل بود ؛ قطعا اطمينان پيدا خواهيم كرد كه تاريخ هجرى پيش از دوره عمر پايه‌گذارى شده بود و او فقط آغاز سال را از ربيع الاوّل به محرّم آورد . اين اقدام در تغيير آغاز سال دلالت دارد كه وى پايه‌گذار تاريخ هجرى نيست . مؤيد اين ديدگاه نكته‌اى است كه پيش‌تر به آن ، اشاره كرديم . در آنجا آورديم كه صحابه تا ميانهء سال پنجم ، ماه‌ها را از هجرت رسول خدا ( ص ) كه ربيع الاوّل بود ، شمارش مىكردند . ابو سعيد خدرى مىگفت : وجوب روزهء ماه رمضان ، يك ماه پس از تغيير قبله در ماه شعبان ، يعنى در آغاز هجدهمين ماه بود . « 1 » عبد اللّه بن انيس دربارهء سريه خود ، به سفيان بن خالد مىگفت : من ، روز دوشنبه پنجم محرّم در آغاز پنجاه و چهارمين ماه از مدينه خارج شدم . « 2 » محمّد بن مسلمه هم درباره غزوه قرطاء مىگويد : در شب دهم محرّم از مدينه بيرون شدم و نوزده شب غايب بودم . سپس يك شب مانده از محرّم ، در آغاز پنجاه و پنجمين ماه وارد مدينه شدم . « 3 » چنان كه از سخنان سلمة بن اكوع ، خالد بن وليد و ديگران به دست مىآيد ، از اين پس سال شمارى آغاز گرديد و شمارش ماه‌ها را رها كردند . « 4 »

--> ( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 368 . ( 2 ) . المغازى ، 2 / 531 - 534 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . بنگريد : همان ، 537 ؛ صفة الصفوة ، 1 / 652 .