السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

482

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

شهرى است كه مهاجران به واسطهء آزار و اذيّت مشركان ، آنجا را به قصد حبشه ترك كردند ، حال چگونه به اين شهر آمدند و در آنجا گرفتار شدند ؟ ظاهرا علّت آن بود كه راهشان از نزديكى مكّه مىگذشت . روايت صنعانى بر اين نكته دلالت دارد . او مىگويد : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) با كفار قريش جنگيد ، آنان مانع رسيدن مهاجران حبشه به حضور پيامبر ( ص ) شدند تا اين كه به هنگام جنگ خندق ، در مدينه به حضور حضرت رسيدند . « 1 » نمىتوانيم زمان جنگ خندق را براى بازگشت مهاجران حبشه تأييد كنيم . احتمال مىدهيم اين واژه در روايت صنعانى ، تصحيف خبر باشد ، زيرا معروف در اين باره همان است كه ما گفتيم . احتمال ديگر اين است كه شمارى از مهاجران حبشه به هنگام عبور از نزديكى مكّه ، پنهانى يا آشكارا وارد اين شهر شده‌اند تا ضمن برداشتن اموال خويش ، با خانواده و خويشاوندان نيز تجديد ديدار كنند و كعبه را زيارت و طواف نمايند . سپس در مدينه به رسول خدا ( ص ) بپيوندند ، ليكن قريش بدون رعايت حرمت ، غربت و خويشاوندى ، با قساوت و خشونت با آنان برخورد كرد . روشن است كه اين گروه از مهاجران چند ماه پس از ورود رسول خدا ( ص ) به مدينه بازگشته‌اند ، زيرا آگاهى از هجرت رسول خدا ( ص ) و آمدن به مكّه ، و حوادثى كه بين آنان و قريش روى داده و در نهايت آمدن به مدينه زمانى دراز به طول مىانجامد ، چنان كه برخى يادآورى كرده‌اند كه عبد اللّه بن مسعود كه از همان سى نفرى بود كه به مكّه بازگشت و از آنجا به مدينه آمد ، هنگامى به مدينه رسيد كه رسول خدا ( ص ) براى بدر آماده مىشد . « 2 »

--> ( 1 ) . المصنّف ، 5 / 367 . ( 2 ) . فتح البارى ، 7 / 145 .