السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

394

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

سخنان صريح خود وى در كنار گفته‌هاى پيامبر ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) به روشنى ثابت مىكند كه چنين انگيزه‌هايى در موضع‌گيرىها و فداكاريهاى جانانه وى جايى نداشت . 2 . اگر محمّد برادرزادهء ابو طالب است ، على فرزند خود اوست . اگر عاطفه نسبى انگيزه او در اين راه بود ، پس چرا فرزندش را به اختيار خود در راه برادرزاده‌اش فدا مىكند . در حالى كه به اندازه كافى دربارهء عواقب اين كار انديشه ، تأمل و تدبّر كرده است ؟ چرا راضى مىشود كه اگر كسى كشته شود ، پسرش باشد نه برادرزاده‌اش ؟ آيا خردمندانه است كه ابو طالب به طور طبيعى فرزند برادرش را بيشتر از فرزند و جگرگوشه خودش دوست بدارد ؟ 3 . اگر حميت قبيله‌اى و رابطه نسبى انگيزه و عامل مواضع ابو طالب بود ، چرا ابو لهب را بر آن نداشت كه همانند ابو طالب موضع‌گيرى كند ؟ برعكس مىبينيم وى از سرسخت‌ترين و جسورترين دشمنان رسول خدا ( ص ) بود و بيش از همه در اذيت و آزار برادرزاده‌اش مىكوشيد ! به علاوه هر چند ساير بنى هاشم همراه پيامبر ( ص ) وارد شعب ابو طالب شدند ، امّا فداكاريهاى آنان يك دهم فداكاريهاى ابو طالب نمىشد . همچنان كه همين موضع‌گيرى آنان تحت تأثير و نفوذ ، و پافشارى ابو طالب بود و بس . بدين ترتيب روشن مىشود كه حميّت دينى از حميّت نسبى بسى قوىتر است . از اين رو شمارى از مسلمانان را مىبينيم كه آمادگى خود را براى قتل پدران و فرزندان خويش در راه دين و ايمان به صراحت اعلام كرده‌اند . فى المثل عبد اللّه بن عبد اللّه بن ابى از رسول خدا ( ص ) اجازه خواست كه پدر خودش را بكشد . « 1 » در جنگ صفين نيز برادر از برادر دست برنمىداشت تا اين كه امير المؤمنين على ( ع ) به او اجازه فرمود كه برادرش را رها سازد . « 2 » شواهد

--> ( 1 ) . الصافى ، 5 / 180 ؛ سيره حلبى ، 2 / 64 ؛ الدر المنثور ، 6 / 24 ؛ الاصابه ، 2 / 336 . ( 2 ) . وقعة صفّين ، 271 - 272 .