السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

391

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

كوبنده‌اى كه تر و خشك را با هم از بين برد ، فرو رود ، امّا محمّد را تحويل آنان ندهد و او را از دعوت به سوى خداوند متعال بازندارد و حد اقل چنين درخواستى از او نداشته باشد . قريش شكمبهء شتر بر روى پيامبر ( ص ) انداختند ، نزد ابو طالب آمد . عمو در حمايت جانانه از برادرزاده موضعى كوبنده در برابر جبّاران و فراعنهء قريش اتخاذ كرد . شمشير به دست گرفت و به برادرش حمزه دستور داد كه شكمبه را بردارد . با هم ، آهنگ قريش كردند ، چون او را ديدند ، خشونت را در سيمايش احساس كردند . پس به حمزه فرمود كه سبيل تك تك آنان را با شكمبه شتر آلوده سازد . حمزه چنين كرد . « 1 » بنا به گزارش ديگرى ، ابو طالب خويشان خود را فراخواند و فرمان داد كه سلاح خويش را برگيرند . هنگامى كه قريش او را ديدند ، خواستند پراكنده شوند ، ابو طالب به آن‌ها گفت : به خداى اين خانه قسم ؛ هيچ يك از شما از جاى برنخواهد خاست ، و الّا گردنش را با همين شمشير خواهم زد . سپس بينى فردى را كه آن عمل زشت را با پيامبر ( ص ) انجام داده بود ، چنان به هم فشرد كه خون آمد . او پسر زبعرى بود . سپس دستور داد تا خون و كثافات را بر سر و رويش ماليدند . « 2 » ابو طالب در شعب ، خودش از پيامبر ( ص ) پاسدارى و محافظت مىكرد . بدين منظور شب‌ها كه همگان در بستر آرميده بودند ، جايش را عوض مىكرد و فرزندش على ( ع ) را به جاى او مىگذاشت تا اگر اتّفاقى بيفتد ، براى فرزندش باشد نه محمّد . او به همين مناسبت ابيات رسايى خطاب به على ( ع )

--> ( 1 ) . الكافى ، 1 / 449 ؛ منية الراغب ، 75 ؛ سيره حلبى ، 1 / 291 - 292 ؛ بحار الانوار ، 18 / 209 . ( 2 ) . بنگريد : الغدير ، 7 / 388 ؛ 8 / 3 - 4 ؛ ابو طالب مؤمن قريش ، ثمرات الاوراق ، 285 - 286 ؛ نزهة المجالس ، 2 / 122 ؛ الجامع لاحكام القرآن ، 6 / 405 ؛ تاريخ يعقوبى ، 2 / 24 - 25 .