السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
380
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
طور كه خود او نيز اقرار كرد ، شامل آن معجزات كه رسالت يك پيامبر تأييد مىكند ، نمىشود ، مانند قرآن براى تأييد رسالت رسول اسلام و نيز شامل آياتى كه جنبهء لطف دارد نمىشود ، از قبيل خوارق عاداتى كه از آن جناب سر مىزد ، از غيب خبر مىداد و بيمارانى كه به دعايش شفا مىيافتند و ( صدها ) مانند آن . بنابراين بر فرض هم كه آيهء مذكور مطلق باشد ، تنها شامل معجزات اقتراحى مشركين مكّه مىشود كه اقتراحاتشان نظير اقتراحات امّتهاى گذشته بود ، براى اين نبود كه با ديدن معجزه ايمان بياورند ، بلكه براى اين بود كه آن را تكذيب كنند و خلاصه سر به سر پيغمبر خود بگذارند ؛ چون طبع مشركين مكّه طبع همان مكذبين از امّتهاى گذشته بود و لازمهء آيهء مزبور هم اين است كه مشركين مكّه را معذب كند ، و خدا نخواست فورى آنان را عذاب كند . البته اين را هم بگوييم كه در آيهء مذكور دو حالت هست ؛ يكى ، اين كه حرف « باء » در جملهء « و ما نرسل بالآيات » زايده باشد ، و كلمهء « آيات » مفعول جمله « نرسل » باشد ، و معنا اين باشد كه ما آيات را نمىفرستيم ، مگر براى تخويف و احتمال دوم ، اين كه باى مصاحبه به معناى « باى فارسى » باشد . در اين صورت مفعول جمله « نرسل » رسول تقديرى است و معناى آيه اين است كه ما هيچ پيغمبرى را با آيات نمىفرستيم ، مگر براى تخويف . و امّا اين كه گفتيم : خدا نخواست فورى آنان را عذاب كند ، علّت آن را خود خداى تعالى در جاى ديگر توضيح داده و فرموده : « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » « 1 » پس ، از اين آيه برمىآيد كه علّت نفرستادن آيت و به دنبال تكذيب آن عذاب اين نبوده كه خدا نخواسته آيت و معجزهاى بفرستد ، بلكه علّت اين بوده كه رسول خدا ( ص ) در بين آنان مانع فرستادن آيت بوده ، همچنان كه از آيه شريفهء « وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ
--> ( 1 ) . انفال ( 8 ) : 33 .