السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
341
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
بيضاوى با ايراد بر اسناد اين قصّه ، آن را تكذيب كرده است . بيهقى ، نووى ، رازى ، نسفى ، ابن عربى و سيّد مرتضى نيز قصّه غرانيق را تكذيب كردهاند . در تفسير خازن آمده ، اهل علم اين قصّه را سست و بىاساس خواندهاند . « 1 » عياض گويد : اين حديث را نه احدى از مردان صحيح تخريج كرده و نه احدى از راستگويان موثّق با سند درست و متّصل روايت نموده است . فقط مفسّران و مورّخانى به اين قصّه و مانند آن پرداختهاند كه همواره به افسانههاى عجيب علاقهء وافر نشان مىدهند و هر مطلب راست و دروغى را از كتابها التقاط مىكنند . قاضى بكر بن علامه مالكى راست مىگويد كه مردم به نوشتههاى برخى از پيروان فرقهها و مفسّران مبتلا شدند و ملحدان به اين كار تعلّق خاطر پيدا كردند . علاوه بر ضعف ناقلان ، روايات اين قصّه مضطرب ، اسناد آن منقطع ، و واژههايش مختلف است . « 2 » ما ، در تأييد وى مىگوييم ؛ 1 . همهء روايات اين قصّه جز طريق سعيد بن جبير ، يا ضعيف است يا مقطوع . « 3 » حديث سعيد نيز مرسل است كه نزد جمهور محدّثان ضعيف به شمار مىرود ، زيرا ممكن است از فرد غير موثّقى نقل كرده باشد . « 4 » از سوى ديگر اگر احتجاج به حديث مرسل درست باشد ، در فروع است . در حالى كه مسأله مورد بحث از عقايد به شمار مىرود و نياز به قطع دارد . علاوه بر اين كسى كه به اسناد اين قصّه توجّه كند ، در مىيابد كه به يك نفر از تابعان يا يكى از صحابهاى منتهى مىشود كه در آن زمان متولّد نشده بود .
--> ( 1 ) . فتح البارى ، 8 / 333 ؛ سيره حلبى ، 1 / 11 ؛ الرحلة المدرسيه ، 38 ؛ الهدى الى دين المصطفى ، 1 / 130 ؛ تفسير رازى ، 23 / 50 . ( 2 ) . الشفاء ، 2 / 126 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 53 . ( 3 ) . فتح البارى ، 8 / 333 . ( 4 ) . بنگريد : مقدمه ابن الصلاح ، 26 .