السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
332
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
ابو بكر پناه دادهام . قريش پذيرفت مشروط به اين كه فقط در خانهاش عبادت و پرستش كند و كار خود را آشكار نسازد . ابو بكر پس از مدتى ، در كنار خانهاش در محلهء بنى جمح ، مسجدى ساخت و در آن به نماز و قرائت قرآن پرداخت . زنان و كودكان قريش براى شنيدن قرآن دور او چنان گرد مىآمدند كه از فشار جمعيت روى هم مىافتادند . ابو بكر صوت خوش و سيماى زيبايى داشت . مشركان در اين باره به ابن دغنه مراجعه كردند . او نزد ابو بكر آمد و از او خواست تا از اين كار دست بردارد ، امّا ابو بكر پناهندگى او را رد كرد . « 1 » بنا به آنچه در پى مىآيد ، ما ، در اين قضيه ترديد داريم ؛ 1 . اگر خويشان ابو بكر او را بيرون راندهاند ، بدين معنى نيست كه به اختيار خودش هجرت كرده باشد . ظاهر روايت چنين مىگويد . 2 . اين حديث فقط از طريق عايشه نقل شده است . خيلى شگفت است ، زيرا خودشان مدّعىاند كه وى در آن هنگام چنان خردسال بود كه نمىتوانست چنين حوادث و خصوصياتى را به دقّت به خاطر بسپارد . چنان كه نمىگويد اين حادثه را از چه كسى روايت كرده است . ما مرسلات صحابه و نيز عدالت همگى آنان را درست نمىدانيم . 3 . به تصريح روايت ، ابن دغنه هم پيمان بنى زهره بود . حال چگونه راندهشدهء قريش را پناه داد ؟ مگر به ادّعاى خود آنان ، وقتى پيامبر ( ص ) از اخنس بن شريق پناه خواست تا در جوار او وارد مكّه شود ، اخنس عذر نياورد كه هم پيمان قريش است . « 2 »
--> ( 1 ) . بنگريد : سيره دحلان ، 1 / 127 ؛ سيره ابن هشام ؛ 2 / 12 - 13 ؛ شرح نهج البلاغه ، 13 / 267 ؛ المصنّف ، 5 / 385 - 386 ؛ تاريخ الخميس ، 319 - 320 ؛ حياة الصحابة ، 1 / 276 - 277 . ( 2 ) . اعلام الورى ، 55 ؛ بحار الأنوار 19 / 7 ؛ سيره ابن هشام ، 2 / 20 ؛ بهجة المحافل ، 1 / 126 ؛ سيره حلبى ، 1 / 360 .