السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

298

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

داريم . بايد دانست كه بين آيه اسراء و روايات معراج هيچ گونه تعارضى وجود ندارد . زيرا اگر آيه اسراء ، مسير را در مسجد الاقصى به پايان مىرساند ، از اين روست كه اسراء و معراج از نظر كيفيت و مقصد ، دو سفر كاملا متفاوت بود و چون سفر اوّل در مسجد الاقصى به پايان مىرسيد ، آيهء مباركه پايان اين سفر را اعلام نمود و اصولا متعرض سفر دوم نشد تا ابتدا يا انتهاى آن را بيان كند . لازم مىدانيم به يك پرسش احتمالى پاسخ دهيم . شايد سؤال كنيد كه چرا معراج همانند اسراء به صراحت در قرآن بيان نشده است ؟ شايد راز مسأله در اين باشد كه اسراء يك امر نزديك به حس است . بنابراين آسان‌تر مورد تصديق انسان قرار مىگيرد . با وجود اين ، پذيرش اسراء براى آنان بسيار مشكل بود . در حالى كه رسول اكرم ( ص ) توصيفى دقيق از مسير و مقصد و آنچه در بيت المقدس ديده بود ، ارائه فرمود ، برخى با سختى پذيرفتند و شمارى به استهزاى آن حضرت روى آوردند . چنان كه برخى از سست ايمان‌هاى مسلمان ، مرتد شدند . « 1 » حال تصوّر كنيد ، اگر رسول اكرم ( ص ) آنان را از مسأله‌اى بسى شگفت‌تر خبر مىداد ، چه مىكردند ؟ ما ترجيح مىدهيم كه پيامبر ( ص ) در گزارش اسراء و معراج ، روش تدريج را به خدمت گرفت . ابتدا براى آنان از اسراء گفت ، امّا داستان معراج را فقط و فقط به ياران مؤمن ثابت قدم خويش بيان فرمود كه هم قدرت تحليل عقلانى داشتند و هم قادر بودند ، چنين امر خطيرى را بپذيرند . سپس در مناسبت‌هاى مختلف و به اقتضاى مصلحت و اهداف دعوت توحيدى ، ديگران را نيز از معراج باخبر فرمود .

--> ( 1 ) . المصنّف 5 / 328 ؛ حياة الصحابة ، 3 / 73 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 308 .