السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
274
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
در عين حال نمىخواهيم سنگينى وحى را انكار كنيم . اين بحث ديگرى است . ما منكر اضطراب و ترس پيامبر ( ص ) هستيم كه مىگويند : مىخواست خود را از بالاى كوه به پايين پرتاب كند و ترس داشت كه مبادا ديوانه شده باشد . ما برخورد خشن و رفتار نارواى جبرئيل با آن حضرت را انكار مىكنيم و عقيده داريم كه اين خرافات توهينآميز از سوى اهل كتاب به محدّثان پرهيزگار بلكه احمق و بىپروا راه يافته است . 4 . هيچ بعيد نمىدانيم كه هدف از جعل اين ترهات كاستن از كرامت پيامبر اكرم ( ص ) و طعن در قدسيت و منزلت آن حضرت در دلهاى مردم و ترسيم چهرهء مردى عادى و مبتذل نزد همگان است . چه دليلى بهتر از اين كه به سادهترين مردم محتاج است تا او را به راه درست ، و حق و حقيقت راهنمايى كنند . اين نشان مىدهد كه در سراسر زندگى محتاج ديگران است و همگان از او خردمندترند ! در مباحث مقدماتى بيان كرديم كه برخى از سياستبازان مىخواستند دماغ بنى هاشم را به خاك بمالند و آنان را از نظر سياسى درهم كوبند . چنان كه معاويه سوگند خورد كه نام پيامبر ( ص ) را دفن كند . كسانى چون عبد اللّه بن زبير كه مدتهاى دراز صلوات بر پيامبر ( ص ) را قطع كرد . 5 . زبيريان رقيب و دشمن امويان بودند . چنان كه با بنى هاشم نيز به خاطر سيادت و شرافت آنان دشمنى و حسادت داشتند . اگر بار ديگر به روايت آغاز وحى كه از نقش ورقة بن نوفل سخن مىگفت ، مراجعه كنيم ، خواهيم ديد كه عمده راويان اين خبر ، زبيريان و حزب آنان هستند ؛ مثل : عروة بن زبير كه معاويه او را ساخت تا اخبار زشتى دربارهء على ( ع ) جعل كند ؛ اسماعيل بن حكيم ، آزادشدهء آل زبير ؛ وهب بن كيسان ؛ و ام المؤمنين عايشه ، خالهء عبد اللّه بن زبير .