السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

224

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

خدا ( ص ) پرسيد . او چيزى فروگذار نكرد ، مگر اين كه همه چيز را در اين باره بيان كرد . حسين ( ع ) گفت : از پدرم . . . سؤال كردم . « 1 » در اين باره چند مطلب را بيان مىكنيم ؛ أ . سند اين حديث چنين است : جميع عجلى از مردى از بنى تميم از فرزند ابو هاله همسر خديجه ام المؤمنين ( رض ) مكنى به ابو عبد اللّه ، از پسر ابو هاله از حسن بن على الخ . « 2 » مسأله چنان روشن است كه نيازى به بحث دربارهء اين سند نمىبينيم . ب . پيش از اين بيان كرديم كه دربارهء هند اختلاف نظر است كه آيا پسر است يا دختر ؟ همان جا از اختلاف راويان دربارهء پدرش نيز سخن گفتيم . ج . امام حسن ( ع ) با چشمان خود رسول خدا ( ص ) را ديده و حد اقل هفت سال با او زندگى كرده است . با آن حضرت بيعت كرد و برخى از پيمان‌هاى او را به عنوان شاهد امضا نمود . چنان كه براى مباهله با مسيحيان نجران نيز همراه جدّش رفت . . . پس چرا مىخواهد كه هند ، پيامبر ( ص ) را براى او توصيف كند ؟ آيا به نظر شما جدّش را فراموش كرده بود ؟ اگر به فرض او را از ياد برده بود ، چرا از پدرش نپرسيد كه فصيح‌ترين مردم عرب بود ، و آگاه‌ترين امّت و رسول خدا ( ص ) او را در دامان خود بزرگ كرد و همه چيز را از ريز و درشت دربارهء آن حضرت مىدانست ؟ ! آيا معقول است كه هند دربارهء احوال رسول خدا ( ص ) از على ( ع ) آگاه‌تر و مطلع‌تر باشد ؟ ! از سوى ديگر در ميان انبوهى از متون اعم از راست و دروغ كه در اختيار

--> ( 1 ) . بنگريد : التراتيب الاداريه ، 2 / 448 - 449 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 2 / 216 . ( 2 ) . التراتيب الاداريه ، 447 .