السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
177
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
د . كعبه و بتها مىگويند : عمرو بن لحى بزرگ قبيله خزاعه ، آن هنگام كه سرپرستى كعبه را بر عهده داشت ، در سفرى به شام ، بت معروف هبل را با خود به مكّه آورد و آن را در خانه كعبه قرار داد . اين اوّلين بتى بود كه بر روى كعبه قرار گرفت . سپس ديگران از او پيروى كردند . چنان كه بتپرستى در ميان مردم عرب رواج پيدا كرد و هر قبيله براى خود بتى بر روى كعبه گذاشت و از نقاط مختلف براى پرستش آن به مكّه مىآمدند . شمار بتهاى كعبه به سيصد بت رسيد . هرگاه مىخواستند حج بگزارند ، نزد بت خود مىايستادند ، نماز مىخواندند ، سپس تلبيه مىگفتند تا به مكّه مىرسيدند . « 1 » در هر خانه يك بت بود كه اعضاى خانواده آن را مىپرستيدند . هرگاه كسى مىخواست سفر كند ، آخرين كارش در خانه اين بود كه بت را مسح كند و چون از سفر بازمىگشت ، نخستين كارش در خانه ، مسح بت بود . از اين رو برخى عقيده دارند كه پيش از انتقال هبل توسط عمرو بن لحى ، از شام به مكّه ، كسى در حجاز بتپرست نبود . « 2 » در مقابل گروهى ديگر عقيده دارند كه فرزندان اسماعيل از مكّه بيرون نمىرفتند تا اينكه جمعيت آنان زياد شد و شهر مكّه گنجايش آنان را نداشت . بين آنها جنگهايى به وقوع پيوست . گروهى مجبور شدند از مكّه بيرون روند و در سرزمينهاى ديگر پراكنده شوند . هر گروهى كه از مكّه بيرون مىرفتند ، يكى از سنگهاى حرم را با خود مىبردند و آنجا كه فرود مىآمدند ، نصب مىكردند و پيرامون آن طواف مىنمودند . چنان كه پيرامون كعبه طواف مىكردند . اين كار به سنگپرستى
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، 1 / 255 . ( 2 ) . بنگريد : سيره حلبى ، 1 / 10 - 11 .