السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
96
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
شمارى از آيات مخالفت مىكردند ، تناقض آشكارى در فتاوى آنان ديده مىشد . به گونهاى كه خود به اين حقيقت اعتراف كردند و بارها در مناسبتهاى مختلف از آن سخن گفتند . خليفهء دوم سخنى بر زبان آورد كه در جهان پيچيد و شهرهء عام و خاص شد . اين هنگامى بود كه از ابو موسى اشعرى براى حديثى كه نقل كرده بود ، بيّنه خواست و يادآور شد كه اگر بيّنه نياورد ، مجازات خواهد شد . وقتى درستى روايت ابو موسى روشن شد ، عمر گفت : گشتوگذار در بازارها او را از حضور در نزد پيامبر ( ص ) ، براى شنيدن حديث و استفاده از او به خود مشغول داشت . « 1 » هم او گفت كه همهء مردم حتى دختران حجلهنشين از عمر فقيهترند . چنان كه بارها گفت : اگر على نبود ، عمر هلاك مىشد . « 2 » 2 . تنگناهاى سخت از سوى ديگر تصريحات فراوان و مواضع حساس و كوبندهاى از رسول خدا ( ص ) در قبال برخى قضايا و شمارى از مردم وجود داشت كه افشا و رواج آن در ميان امّت نه تنها به مصلحت حاكمان نبود ؛ بلكه به طور جدّى و خطرناكى به زيانشان تمام مىشد . از اين رو مىبايست چارهاى انديشيد و آثار منفى آن را به گونهاى از بين برد . چنين بود كه اتخاذ سياست منع تدوين و نقل حديث مىتوانست بسيار مفيد و سودمند باشد . چنان كه ابن ابى الحديد آشكارا گفت : همهء صحابه اجماع دارند كه اگر مصلحت اقتضا كند ، بايد بسيارى از
--> ( 1 ) . بنگريد : صحيح بخارى ، 4 / 172 ؛ مسند احمد ، 4 / 400 ؛ سنن ابى داود ، 4 / 346 ؛ التراتيب الاداريه ، 2 / 7 ؛ حياة الصحابة ، 2 / 569 ؛ الغدير ، 6 / 158 ؛ مسند دارمى ، 2 / 274 . ( 2 ) . بنگريد : الغدير ، 6 / 158 .