الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

70

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

اين روايت با سندهاى ديگرى هم نقل شده است . 174 - عن حذيفة بن اليمان قال : جاء العاقب و السيد أسقفا نجران يدعوان النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم إلى الملاعنة ؛ فقال العاقب للسيّد : إن لاعن بأصحابه فليس بنبيّ و إن لاعن بأهل بيته فهو نبيّ ! فقام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم فدعا عليا فأقامه عن يمينه ثم دعا الحسن فأقامه عن يساره ثم دعا الحسين فأقامه عن يمين علي ثم دعا فاطمة فأقامه خلفه فقال العاقب للسيد : لا تلاعنه إنك إن لاعنته لا نفلح نحن و لا أعقابنا ! فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : لو لاعنوني ما بقيت بنجران عين تطرف . حذيفة بن يمان گفت : عاقب و سيد دو اسقف از نجران آمدند و پيامبر ( ص ) را به ملاعنه دعوت كردند . عاقب به سيد گفت : اگر با اصحاب خود ملاعنه كند پيامبر نيست ولى اگر با خاندان خود ملاعنه كند پيامبر است . رسول خدا برخاست و على را خواند و او را در طرف راست خود قرار داد و حسن را خواند و او را در طرف چپ خود قرار داد ، سپس حسين را خواند و او را در طرف راست على قرار داد ، آنگاه فاطمه را خواند و او را پشت سر خود قرار داد . عاقب به سيد گفت : با او ملاعنه مكن ، اگر ملاعنه كنى نه ما و نه نسل ما رستگار نمىشويم . پيامبر خدا فرمود : اگر ملاعنه مىكردند در نجران كسى باقى نمىماند . 175 - با سند ديگرى جريان مباهله از ابن عباس شبيه روايت 169 نقل شده و تفاوتهاى اندكى در عبارت روايت وجود دارد . 176 - عن أبي البختري ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم أراد أن يلاعن أهل نجران بالحسن و الحسين و فاطمة عليهم السلام . ابو البخترى گفت : پيامبر خدا خواست ، با اهل نجران با حسن و حسين و فاطمه ملاعنه كند . هر كس بخواهد راجع به مفهوم اين آيه شريفه استقصا كند ، به تفسير قرآن و به كتاب « الارشاد الى اثبات نسب الاحفاد » مراجعه كند . آنچه ما آورديم ، خلاصه‌اى از آن