الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

361

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

وسيلهء آن به آنان سودى برساند ، من گفتم : من براى خدا نذر مىكنم كه اگر دو حبيب من از بيمارىشان بهبود يابند سه روز روزه مىگيرم ، فاطمه گفت : من نيز نذر مىكنم كه اگر دو فرزندم از بيمارىشان بهبود يابند سه روز روزه مىگيرم ، كنيزشان فضه گفت : من نيز نذر مىكنم كه اگر دو سرور من از بيمارىشان بهبود يابند سه روز روزه مىگيرم . خداوند لباس عافيت به آن دو جوان پوشانيد و اين در حالى بود كه نزد آل محمد چيزكم و زيادى نبود ، آن روز را روزه گرفتند و على به بازار رفت و شمعون يهودى در بازار بود و با او آشنا بود ، به او گفت : اى شمعون سه صاع جو و مقدارى پشم به من بده تا فاطمه آن را بريسد ، شمعون آنچه را كه على خواسته بود به او داد ، جو را در رداى خود و پشم را در زير بغل خود قرار داد و به منزلش آمد و جو را خالى كرد و پشم را انداخت ، فاطمه يك صاع از آن جو را آرد كرد و خمير نمود و از آن پنج قرص نان درست كرد و على نماز مغرب را خواند و به منزل آمد تا افطار كند ، فاطمه نان جو و نمك نرم و آب پاكيزه‌اى را به او داد ، وقتى نزديك شد كه افطار كنند ، مسكينى بر در خانه ايستاد و گفت : سلام بر شما اى خاندان محمد ! مسكينى از اولاد مسلمانان هستم ، مرا طعام دهيد خدا شما را با نعمت‌هاى بهشتى طعام بدهد على گفت : اى فاطمه كه داراى رشد و يقين هستى ، اى دختر بهترين مردم ، آيا نمىبينى بيچارهء مسكينى را كه گرسنه و نالان پيش ما آمده است ؟ دم در ايستاده و براى او ناله‌اى است و به خدا شكايت مىكند و اظهار حاجت مىكند ، هر انسانى در گرو كار خود است . فاطمه در پاسخ گفت : فرمان تو نزد من اى پسر عمو مطاع است من نه مذمت و نه زارى مىكنم ، به او بده و لحظه‌اى درنگ نكن ، براى او در گرسنگى اميد پناه داريم و به نيكان و مردم ( خوب ) ملحق مىشويم و با شفاعت وارد بهشت مىشويم .