الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

264

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

محمد ؛ فإنك حميد مجيد . قالت أمّ سلمة : فرفعت الكساء لأدخل معهم فجذبه من يديّ فقال : إنك على خير . شهر بن حوشب از ام سلمه نقل مىكند كه رسول خدا به فاطمه گفت : دخترم همسرت و دو پسرت را نزد من آور ، او آنها را آورد ، پس پيامبر عباى فدكى را روى آنان انداخت و دو دستش را روى آنان گذاشت سپس گفت : خدايا اينان آل محمد هستند ، پس صلوات خود را بر محمد و آل محمد قرار بده كه تو ستوده و بزرگوار هستى . ام سلمه گفت : من عبا را بلند كردم تا من هم داخل شوم پيامبر آن را از دست من گرفت و گفت : تو بر خير هستى . « 1 » 748 - 750 - همين مضمون با سه سند ديگر نيز نقل شده است . 751 - عن شهر بن حوشب قال : كنت و أنا شاب بالمدينة ، فقتل الحسين ، فأتينا أم سلمة فدخلنا عليها و بيننا و بينها حجاب فقالت : ألا أخبركم بشيء سمعته من رسول اللّه و شهدته ؟ قلنا : بلى يا أم المؤمنين قالت : إني قرّبت إلى رسول اللّه طعاما فأعجبه فقال : لو كان هنا علي و فاطمة و الحسن و الحسين . قالت فأرسلنا إليهم فجاؤا ؟ ؟ فقربت الطعام ، فلما فرغنا جعل النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يدعو لهم ، فتناول كساءا كان تحتي أصبناه من خيبر ، و أثاره على عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين و هو يقول : ( إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا ) . شهر بن حوشب گفت : من در مدينه بودم و جوان بودم كه حسين كشته شد ، نزد ام سلمه آمديم و وارد بر او شديم و ميان ما و او پرده‌اى بود ، گفت : آيا به شما خبر بدهم از چيزى كه از رسول خدا شنيدم و آن را مشاهده كردم ؟ ؟ ؟ گفتم : آرى اى مادر مؤمنان ! گفت : من نزد پيامبر خدا غذايى بردم كه از آن خوشش آمد و گفت : كاش

--> ( 1 ) اين حديث در كتاب‌هاى ديگرى هم آمده از جمله : طبرانى ، المعجم الكبير ج 3 ص 47 و هيثمى ، مجمع الزوائد ج 9 ص 194 .