الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

246

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

اسب خود پياده شد و گفت : آنچه از اين كودك ديدم از هيچ كس نديدم ، پس بر صورت اسب خود زد و اسب پشت نمود ، آنگاه به سوى على آمد . او مردى بلند قد بود به طورى كه پشت شتر ايستاده را مداوا مىكرد و على بر روى خاك نرمى ايستاده بود و قدم‌هاى او بر زمين ثابت نبود و شمشير عمرو بالاى سر على بود و زره عمرو كوتاه بود ، وقتى عمرو ضربهء خود را فرود آورد ، على سپر خود را مقابل آن قرار داد ولى انتهاى شمشير به سر على اصابت كرد ، به گونه‌اى كه آن نه دور عمامه را بريد و به سر على رسيد ، على دو پاى عمرو را از پايين با شمشير زد و عمرو به پشت خود بر زمين افتاد و ميان آنان گردى برخاست و شنيدند كه على تكبير مىگويد ، پيامبر خدا فرمود : سوگند به كسى كه جانم در دست اوست كه او را كشت . نخستين كسى كه به طرف آن گرد و غبار رفت عمر بن خطاب بود كه على را ديد كه شمشيرش را به زره عمرو مىكشد ، پس عمر بن خطاب تكبير سر داد و گفت : يا رسول اللّه او را كشته است ، پس على سر او را از بدن جدا كرد سپس به راه افتاد در حالى كه در راه رفتن حالت مخصوصى به خود گرفته بود . پيامبر به او گفت : يا على اين نوع راه رفتن را خداوند دوست ندارد مگر در اين موضع . آنگاه پيامبر به على گفت : چه باعث شد كه چيزهاى قيمتى او را برنداشتى ؟ گفت يا رسول اللّه او با عورت خود مانع از اين كار شد ، پيامبر فرمود : مژده باد بر تو يا على ! اگر عمل امروز تو را با عمل امت محمد مقايسه كنند ، عمل تو به عمل آنان ترجيح داده مىشود و اين بدان جهت است كه خانه‌اى از خانه‌هاى مشركان نيست مگر اينكه با كشته شدن عمرو ، سستى بر آن وارد شد و خانه‌اى از خانه‌هاى مسلمانان نيست مگر اينكه با كشته شدن عمرو ، عزت بر آن وارد شد . 635 - عن علي قال : خرج عمرو بن عبدودّ يوم الخندق معلّما مع جماعة من قريش فأتوا نقرة من نقر الخندق فأقحموا خيلهم فعبروه و أتوا النبي ( ص ) و دعا عمرو البراز فنهضت إليه ، فقال رسول اللّه ( ص ) : يا علي إنه عمرو . قلت : يا رسول اللّه