الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

199

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

و الآخرة و قد أمرني اللّه أن أدعوكم إليه ، فأيّكم يوازرني على أمري هذا ، على أن يكون أخي و وصيّي و وليّي و خليفتي فيكم ؟ قال : فأحجم القوم عنها جميعا ، فقلت - و إني لأحدثهم سنّا ، و أرمصهم عينا و أعظمهم بطنا و أحمشهم ساقا - أنا يا نبيّ اللّه أكون وزيرك عليه . فقام القوم يضحكون و يقولون لأبي طالب : قد أمرك أن تسمع و تطيع لعليّ . عبد اللّه بن عباس از علىّ بن ابى طالب ( ع ) نقل مىكند كه گفت : وقتى اين آيه « و انذر عشيرتك الاقربين و خويشان نزديك خود را بيم بده » « 1 » نازل شد ، پيامبر خدا مرا خواند و گفت : يا على خداوند به من فرمان داده كه خويشان نزديك خود را بيم دهم و اين كار خوش آيند من نبود ، چون مىدانستم كه هر وقت آنان را به اين كار بخوانم از آنها چيزى مىبينم كه آن را دوست ندارم ، و من از اين كار ساكت شدم تا اينكه جبرئيل آمد و گفت : اى محمد اگر تو آنچه را كه به آن مأمور شدى انجام ندهى خداوند به خاطر آن تو را عذاب خواهد كرد ، پس آنچه بر تو آشكار شده انجام بده . يا على طعامى آماده كن و پاچه گوسفندى در آن قرار بده و براى ما كاسهء بزرگى از شير آماده كن آنگاه فرزندان عبد المطلب را پيش من جمع كن تا با آنها سخن بگويم و مأموريت خودم را برسانم . حديث را ادامه داد تا آنجا كه گفت : آنگاه پيامبر خدا صحبت كرد و گفت : اى فرزندان عبد المطلب به خدا سوگند كسى از عرب‌ها را نمىشناسم كه به قوم خود بهتر از آنچه من براى شما آورده‌ام آورده باشد ، همانا من براى شما كار دنيا و آخرت را آورده‌ام و خداوند مرا مأمور كرده كه شما را به سوى آن بخوانم ، چه كسى از شما مرا در اين كار يارى مىكند تا او برادر و وصى و ولى و جانشين من پس از من باشد ؟ مىگويد : آن قوم همگى ساكت شدند و من كه از همهء آنها كم سن و سال‌تر بودم و چشمم از همهء آنها بيشتر آب مىريخت و شكمم از همهء آنها بزرگتر بود و ساقم از همهء آنها باريكتر بود ، گفتم : اى

--> ( 1 ) سوره شعراء آيه 214 .