الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )
135
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )
نبي اللّه إني لست باللسن و لا بالخطيب . قال : ما بدّ من أن أذهب بها أنا أو تذهب بها أنت . قال : فإن كان لابدّ فسأذهب أنا . فقال : انطلق فإن اللّه عز و جل يثبت لسانك و يهدي قلبك . ثم وضع يده على فمي و قال : انطلق فاقرأها على الناس . حنش از علىّ بن ابى طالب ( ع ) نقل مىكند كه چون پيامبر او را با سورهء برائت فرستاد ، او گفت : اى پيامبر خدا من زبان باز و خطيب نيستم ، پيامبر گفت : ناچار بايد آن را من و يا تو ببريم . على گفت : اگر به ناچار چنين است ، من آن را مىبرم ، پس گفت : برو ، خداوند زبانت را محكم و قلبت را هدايت خواهد كرد ، سپس دست خود را به دهان من گذاشت و گفت : برو ، و آن را بر مردم بخوان . « 1 » 320 - عن عامر الشعبى عن عليّ قال : لمّا بعثه رسول اللّه حين أذّن في الناس بالحجّ الأكبر ، قال علي : ألا لا يحج بعد هذا العام مشرك ألا و لا يطوف بالبيت عريان ، ألا و لا يدخل الجنة إلا مسلم و من كانت بينه و بين محمد ذمة فأجله إلى مدته ، و اللّه بريء من المشركين و رسوله . عامر شعبى از علىّ بن ابى طالب ( ع ) نقل مىكند كه چون پيامبر خدا او را برانگيخت كه در ميان مردم در حج اكبر اعلام كند ، على گفت : آگاه باشيد پس از اين سال هيچ مشركى حج نكند ، آگاه باشيد هيچ كس به طور عريان طواف نكند ، آگاه باشيد هيچ كس به بهشت نمىرود مگر اينكه مسلمان باشد و هر كس كه با محمد ( ص ) پيمانى داشته باشد وقت آن تا پايان مدت آن است و خدا و پيامبرش از مشركان بىزارند . 321 - عن المحرز بن أبي هريرة عن أبيه قال : كنت مع علي حين بعثه النبي ( ص ) بالبراءة فكنت أنادي حتى صحل صوتي . محرز بن ابو هريره از پدرش نقل مىكند كه وقتى پيامبر على را با سورهء برائت فرستاد من با او بودم و ندا مىدادم تا جايى كه صدايم گرفت .
--> ( 1 ) اين روايت را كسان ديگرى هم نقل كردهاند از جمله : ابن كثير ، البداية و النهايه ج 4 ص 356 .